تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - مطالب مذهبی
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

فتوکلیپ جان جانان تقدیم به بابای مهربانی

نویسنده :م.م خ
تاریخ:دوشنبه 24 شهریور 1393-08:50 ب.ظ

این چند روز خیلی نگران بودم...
مشهد بودم که یکباره با خبر شدم بابای مهربانی کسالت دارند و بیمارستان هستند...
بند دلم پاره شد...
همانجا متوسل شدم به علی ابن موسی رضا(علیه السلام)...
این چند روز خیلی نگران بودم...
حالا که سرو اسلام و انقلاب برخواسته ،قلبم خیلی آرام شده است...
این فتوکلیپ هم دلی و یکباره ساختم...

این فتوکلیپ با صدای سامی یوسف و زبان فارسی است


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 25 تیر 1393-06:14 ب.ظ

http://s5.picofile.com/file/8130374592/shab_ghadr.jpg

مرد سیاه چهره اى به حضور على علیه السلام رسید عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین من دزدى كرده ام مرا پاك كن ! حدى بر من جارى ساز!
پس از آن كه سه بار اقرار به دزدى كرد، امام علیه السلام چهار انگشت دست راست او را قطع نمود. از محضر على علیه السلام بیرون آمد و به سوى خانه خود رهسپار گردید با این كه ضربه سختى خورده بود در بین راه با شور شوق خاص فریاد مى زد:
دستم را امیرالمؤ منین ، پیشواى پرهیزگاران و سفیدرویان ، آن كه رهبر دین و آقاى جانشینان است ، قطع كرد.
مردم از هر طرف اطرافش را گرفته بودند، او همچنان در مدح على سخن مى گفت .
امام حسن و امام حسین از گفتار مرد با خبر شدند آمدند او را مورد محبت قرار دادند، سپس محضر پدر گرامیشان رسیدند و عرض كردند:
پدر جان ! ما در بین راه مرد سیاه چهره اى كه دستش را بریده بودى ، دیدیم تو را مدح مى كرد.
امام علیه السلام دستور داد او را به حضورش آوردند. حضرت به وى عنایت نمود و فرمود:
من دست تو را قطع كردم ، تو مرا مدح و تعریف مى كنى ؟
عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین ! عشق با گوشت و پوست و استخوانم آمیخته است ، اگر پیكرم را قطعه قطعه كنند، عشق و محبت شما از دلم یك لحظه بیرون نمى رود. شما با اجراى حكم الهى پاكم نمودى .
امام علیه السلام درباره او دعا كرد، آنگاه انگشتان بریده اش را بجایشان گذاشت ، انگشتان پیوند خورد و مانند اول سالم شد.
بحار ج 41، ص 202

یاعلی(علیه السلام) گنهکارو رو سیاهم لیک عشق تو و فاطمه(سلام الله) در دل دارم...

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

با غیرتها خون گریه کنید...

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393-09:10 ب.ظ

یحیی بن مازنی می گوید:
"مدت زیادی در مدینه در همسایگی خانه حضرت امیرالمومنین (ع) بودم. نزدیک خانه ای که زینب (ع) دختر علی علیه السلام در آن سکونت داشت.
به خدا قسم نه شخص زینب (ع) را دیدم و نه صدای او را شنیدم.
 هرگاه می خواست برای زیارت جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم( از خانه خارج شود، شبانه می رفت و حضرت امام حسن (ع) از طرف راستش و امام حسین (ع) از طرف چپ او و حضرت امیرالمومنین (ع) پیشاپیش او حرکت می کردند. وقتی نزدیک قبر شریف می رسیدند امیر المومنین (ع) جلوتر میرفتند و قندیلها را خاموش می کردند.
 یکبار امام حسن (ع) دلیل این کار را سوال کردند، حضرت امیر (ع) فرمودند: میترسم کسی به خواهرت زینب (ع) نگاه کند."
...

افسران - با غیرتها آتش می گیرند...


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

مقام حضرت علی علیه السلام از زبان یک یهودی

نویسنده :م.م خ
تاریخ:دوشنبه 22 اردیبهشت 1393-12:59 ب.ظ

حضرت سلمان (ع) فرمود: یك روز خدمت حضرت رسول اللّه (ص) مشرف شدم ، دیدم حضرت در حال سجده هستند و كلماتى را مى فرمایند. خوب كه گوش دادم شنیدم مى فرماید: اِلهى بِحَقِّعلىِّ خَفّف عَلىَّ اَوزارى خدایا بحق على (ع) قسمت مى دهم گناهانى را كه بر دوش من گذاشته اند سبك گردان .
سلمان مى گوید: من تعجب كردم . صبر كردم تا حضرت سر از سجده برداشت بعد عرضكردم یا رسول اللّه شما خدا را بحق على (ع) قسم مى دهد؟
حضرت فرمود: اى سلمان اگر مى خواهى مقام على (ع) برایت ظاهر و واضح گردد برو به بقیع و صدا بزن "بندار". وقتى او را دیدى مقام على (ع) را از او بپرس .

http://s5.picofile.com/file/8122999768/fnf.jpg

سلمان مى گوید: وارد بقیع شدم و صدا زدم بندار، ناگهان شخص عظیم الجثه اى را در كنارم مشاهده كردم از احوالاتش جویا شدم ؟!
گفت : من یكى از یهودی هاى مدینه بودم . لكن در دل محبت على (ع) را داشتم .
بطوریكه هرروز صبح مى آمدم كنار راه مى ایستادم تا آقاعلى (ع) از منزل بیرون آید و جمال نورانى او را زیارت كنم .
یكروز صبح كه از منزل بیرون آمدم و بسر راه حضرتش ایستادم خبرى نشد پرس جوئى كردم گفتند آقا على (ع) به مسجد تشریف برده اند من از ترس ‍ مسلمانها جراءت نمى كردم وارد مسجد شوم . و تا جمال آقا را زیارت نمى كردم ممكن نبود دنبال كارم روم .
لذا از آمدم محاذى در مسجد ایستادم به امید آنكه شاید چشمم بجمال نورانیش بیفتد. بمجرد آنكه محاذى در آمدم دیدم آقا على (ع) در میان مسجد است از جاى خود حركت كرد و نگاهى بطرف من فرمود مثل اینكه میدانست من منتظر دیدن اویم .
من هم جمال دل آراى او را زیارت كردم و پى كارم رفتم تا اینكه اجلم رسید و در حال كفر از دنیا رفتم و مرا به آتش مبتلا نمودند و لكن قریب به یك میل آتش از من دور است و به من صدمه اى وارد نمى كند بخاطر اینكه در دلم محبت على (ع) است .
پیغمبر اكرم (ص) فرمود: حبّ علىٌ ایمان و بعضه كفرٌ و نفاق ، محبت على (ع) ایمان و بغض و دشمنى با او كفر و نفاق است .
و نیز فرمود: لواجتمع الناس على حبه ما خلق اللّه النار اگر همه مردم محبت على (ع) را داشتند خداوند آتش جهنم را خلق نمى كرد.

هر كه اندر دل بدارد مهر پاك مرتضى (ع)
جاى او باشد بهشت جاودان روز جزا
كیمیائیست عجب مهر على (ع) نور خدا
مس ایجاد به گیتى شده ز این مهر طلا
آنكه رامهر على (ع) نیست بدل مؤ من نیست
چونكه ایمان خداوند بود مهر ولا
کرامات العلویه جلد اول


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

روایت جبرئیل از قدرت بازوان امیرالمومنین(ع)

نویسنده :م.م خ
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-11:31 ق.ظ

در روز جنگ خیبر پس از آنکه مرحب خیبری(مرحب بن حارث یهودی،مردی بلندقامت، عظیم الجثه و بسیار شجاع) به دست امیرالمونین به دو نیم گردید و بر زمین افتاد جبرئیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر پیامبر فرود آمد. رسول خدا به او فرمودند: از چه تعجب کردی؟

http://s5.picofile.com/file/8122773076/19935714150924518648.jpg

عرض کرد: همانا فرشتگان در مراکز و جایگاه‌های آسمانی ندا می‌کنند:
"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

ولی تعجب من بدان جهت است که آن زمان که امر شدم قوم لوط را هلاک کنم، شهرهای آنان را که 7 شهر از زمین هفتم زیرین تا زمین هفتم بالا بود بر پری از بال‌هایم قرار دادم و آنقدر آن‌را بالا بردم که حاملان عرش صدای خروس‌ها و اطفال(روی زمین) را می‌شنیدند و تا صبح در انتظار امر خدا ایستادم و آن‌را جابجا نکردم.

اما امروز که علی ضرب هاشمی را فرود آورد من مامور شدم زیادی قبضه او را نگه دارم تا به زمین فرود نیاید و به زمین نرسد و آن‌را به دو نیم نکند تا زمین و اهل آن‌را واژگون گردد.

در این هنگام فشار زیادی شمشیر علی سنگین‌تر از شهرهای قوم لوط بود و این درحالی بود که اسرافیل و میکائیل بازوی علی را در هوا به قبضه خویش گرفته بودند.

منبع: مدینه المعاجز 1/183 ح 173

فدای بغض و مظلومیت مولا
مطلب را خواندم جان کندم
نمی دانم گرفتید یا نه؟
ان شالله در ماه رجب از مولای مظلومم بیشتر می نویسم

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت *** متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را




نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

مفهوم انتظار را از مادر فهمیدم

نویسنده :م.م خ
تاریخ:شنبه 30 فروردین 1393-08:40 ب.ظ

یکی از دوستان خوب ما مادربزرگی داشت که یک فرزندش شهید شده بود (حسین) و یکی دیگر سال 61 در عملیات الی بیت المقدس مفقودالاثر...
گمانم سال 88 بود که حال ایشان رو به وخامت گذاشت و بردنش بیمارستان...
بعدها تعریف می کرد مادربزرگ ما تمام مدت بیمارستان بی قرار بود...مدام می گفت منو ببرید خونه...
وقتی می پرسیدیم ، خوب بری خونه چی‌کار کنی؟
جواب میداد: کسی خونه نیست،محمد یک موقع میاد پشت در می مونه...محمد پسر مفقودش بود...مادربزرگ همان سال به محمد و حسین پیوست...درجاتشان عالیست خداوند متعالی بفرماید...

این داستانو که تعریف کرد ، جاخوردم،سریع دوتا مورد اومد به ذهنم:
1. مادر یک چیز دیگس...
2. انتظار را باید از این مادرها آموخت...ماها منتظر نیستیم بیشتر الافیم و داریم لاف انتظار او را می زنیم...



میلاد دخت نبی اکرم حضرت فاطمه سلام الله علیها و روز مادر مبارک

http://s5.picofile.com/file/8120605368/mostanad_shahidan_aghaei_6_.jpg
پدر و مادر شهیدان آقایی

*راستی حال پدر شهیدان آقایی این روزها مساعد نیست برای ایشان خیلی دعا کنید،مخصوصا این شبهای عزیز

منتشر شده در:
خیبرآنلاین ، عمارنامه ، افسران ، بهار ، رویش نیوز ،


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

همین که بهتری الحمدلله

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 13 فروردین 1393-05:51 ب.ظ

http://s5.picofile.com/file/8118715726/136.jpg

همین که بهتری الحمدلله

جدا از بستری الحمدلله

همین که در زدم دیدم دوباره

خودت پشت دری الحمدلله

شاعر: حسین رستمی

دلم گرفته و بیشتر هوای روضه دارم:

نقل است شب آخر حال خانم فاطمه سلام الله علیه یکباره بهتر شد و در بستر نشستند،  برای حسنین علیه السلام داستان هایی از جدشان رسول الله گفتند و موهای زینب سلام الله علیه را خودشان بافتند...

امشب خانه علی علیه السلام پر از نور و شادی بود.طفلان خوشحال از اینکه مادر بهبود یافته و علی (ع) آرام نظاره گر جمع مادر و بچه ها...

آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبة جدتک فاطمة الزهراسلام الله علیها



نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

در میان هیاهوها با سکوتی مظلومانه آسمانی شد

نویسنده :م.م خ
تاریخ:دوشنبه 4 فروردین 1393-04:55 ب.ظ

علی خلیلی طلبه‌ ناهی از منکر  نیمه شعبان 1390 در دفاع از ناموس مردم توسط اراذل و اوباش مضروب شد و پس از بی مهری های بسیار در سومین روز از سال 1393 در سن 21 سالگی به شهادت رسید و در میان هیاهوها با سکوتی مظلومانه آسمانی شد.سلام ما را به مولای مان علی(علیه السلام) و خانم فاطمه زهرا(سلام الله) برسان...

http://s5.picofile.com/file/8117898884/ali_khalili.jpg

جمله به یادمانی علی خلیلی قبل از شهادتش با یکی از پایگاه خبری قلب آدم را آتش می زند:"در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد. هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم."
نمی دانم چرا یکباره یاد فرازی از وصیت نامه شهید والامقام جواد دریکوند افتادم:

«از برادران میخواهم که پیرو اسلام راستین باشند از تفرقه و جدایی پرهیز نمایند که این کارها بر خلاف  اسلام و میهن و خیانت به خون شهداست در پایان بسیار روی این مسئله تاکید میکنم که اگر جسد من به دست دشمن افتاد ناراحت نباشید و بدانید که امام حسین (ع) غریبانه در بیابان کربلا به خاک سپرده شد و اگر جسدم به دست شما رسید زیر تابوت مرا کسانی بگیرند که به این انقلاب و اسلام و آینده آن امیدوار باشند ، چون فرصت نیست و اگر وصیت نامه ناقص است میبخشید» {متن کامل وصیت نامه}

قبل از سفرم و دو روز قبل از عید می خواستم مطلبی بگذارم که بنا به دلایلی نشد و قسمت نمل این بود تا اولین مطلب سال جدید مزین شود بنام طلبه شهید جوان علی خلیلی...
در این اوضاع فقط می توانم بگویم برای آنانی که کوتاهی کردند متأسفم.برای وزارت بهداشت و سیستم فشل بیمارستان های کشور هزاران هزار بار متأسفم... برای بنیاد شهید در دولت قبل و فعلی بسیار بسیار متأسفم... برای دستگاه قضایی خیلی خیلی متأسم... برای آنهایی که تا نام و نان جایی نباشد پیدای‌شان نمی شود متأسفم و حلال شان نمی کنم. تا روزی که عاملین این جنایت وحشیانه به اشد مجازات نرسند برای خودم و سکوتم طی این دوسال متأسفم.
سکوت علی خلیلی در مقابل گزارش گر صداوسیما که پس از دوسال به یادش افتاده اند سینه ها را می سوزاند-گمان کنم این گزارش اواسط اسفند ماه 1392 توسط واحد مرکزی خبر تهیه شده بود که در 20.30 پخش شد-  { دانلود با حجم 10 مگابایت }


بازنشر شده این مطلب در:
خیبرآنلاین ، نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیام نور ، افسران ، عمارنامه ،


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

دلیل ما برای نابودی اسرائیل به زبانی ساده

نویسنده :م.م خ
تاریخ:پنجشنبه 1 اسفند 1392-07:15 ب.ظ

http://s5.picofile.com/file/8114203668/626565996.jpg

1- ابلیس به آدم سجده نکرد و مورد غضب الهی قرار گرفت.
2- ابلیس از خداوند مهلت خواست و به او تا "وقت معلوم" فرصت داده شد.
3- ابلیس عهد کرد تا انسان را گمراه کند.
4- در روایات معتبر داریم مقصود از "وقت معلوم" ظهور آقا امام زمان(عج) است و در آن زمان مهلت شیطان به پایان می رسد.
5- در تفسیر آیات و روایات و همچنین برخی منابع اهل کتاب داریم پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) به دنبال استقرار حکومت اسلامی در مکه(کعبه) و سرزمینهای مقدس(بیت الاقصی) برای زمینه سازی ظهور منجی(عج) بودند که با دسیسه های یهود و کفار این أمر تاکنون محقق نشده است.
6- بنی اسرائیل با موسی(ع) برای آزادی سرزمین های مقدس از دست کفار عهد بسته بودند ولی با فریب شیطان سرگردان شدند و حضرت موسی(ع) و هارون(ع) را از دست دادند.
7- گمراهان یهود برای کسب قدرت ، ثروت و جاه
، برده شیطان شده و دست به پیامبر کشی برای تأخیر در أمر ظهور زدند.
7- اسرائیل امروز رسماً برده شیطان است تا در أمر ظهور وقفه ایجاد کند
و نفرین ابدی را برای حیات کوتاه و لذایذ دنیوی به جان خریده است .
8- آنهایی که راه را فهمیدند پا جای پای بنی اسرائیل نگذارند و با آوردن بهانه از عهدی که با الله بسته ایم روگردان نشوند که عاقبتش سجده بر شیاطین و سرگردانی و بدبختی است.

ترجمه آیات 91 الی 96 سوره بقره:
91. و چون به آنان گفته شود: «به آنچه خدا نازل كرده ایمان آورید»، می‏گویند: «ما به آنچه بر [پیامبر] خودمان نازل شده ایمان می‏آوریم‏.» و غیر آن را -با آنكه [كاملا] حق و مؤید همان چیزی است كه با آنان است‏- انكار می‏كنند. بگو: «اگر مؤمن بودید، پس چرا پیش از این‏، پیامبران خدا را می‏كشتید؟»

92. و قطعاً موسی برای شما معجزات آشكاری آورد، سپس آن گوساله را در غیاب وی [به خدایی‏] گرفتید، و ستمكار شدید.

93. و آنگاه كه از شما پیمان محكم گرفتیم‏، و [كوه‏] طور را بر فراز شما برافراشتیم‏، [و گفتیم‏:] «آنچه را به شما داده‏ ایم به جد و جهد بگیرید، و [به دستورهای آن‏] گوش فرا دهید.» گفتند: «شنیدیم و نافرمانی كردیم‏.» و بر اثر كفرشان‏، [مِهر] گوساله در دلشان سرشته شد. بگو: «اگر مؤمنید [بدانید كه‏] ایمانتان شما را به بد چیزی وامی‏دارد.»

94. بگو: «اگر در نزد خدا، سرای بازپسین یكسر به شما اختصاص دارد، نه دیگر مردم‏، پس اگر راست می‏گویید آرزوی مرگ كنید.»

95. ولی به سبب كارهایی كه از پیش كرده ‏اند، هرگز آن را آرزو نخواهند كرد. و خدا به [حال‏] ستمگران داناست‏.

96. و آنان را مسلما آزمندترین مردم به زندگی‏، و [حتی حریص‏تر] از كسانی كه شرك می‏ورزند خواهی یافت‏. هر یك از ایشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنین عمری هم به او داده شود، وی را از عذاب دور نتواند داشت‏. و خدا بر آنچه می‏كنند بیناست‏. 


بازنشر شده این مطلب در:
خیبرآنلاین ، شلمچه نیوز ، افسران ، عمارنامه ،روایت نو ،



نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

وقتی امام غریب(ع) واسطه ازدواجی عجیب در عصر حاضر می شوند/حتماً نگاه کنید

نویسنده :م.م خ
تاریخ:شنبه 7 دی 1392-01:57 ب.ظ

بعد از تماشای این فیلم حالت شوریدگی و تمنا به بنده دست داد و کلی بهم ریختم.یاد شعری افتادم از ابو سعید ابوالخیر:

تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد
عقل و خرد و هوش فراموشم شد
تا یک ورق از عشق تو از بر کردم
سیصد ورق از علم فراموشم شد




نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب