تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - مطالب اردیبهشت 1393
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

دو برخورد متفاوت در چین/چگونه می توان عزت ایران را حفظ کرد

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393-10:47 ق.ظ

طبق اخبار رسمی منتشر شده در سفر دکتر روحانی به چین، وی از سوی پایین ترین رده دیپلماتیک مورد استقبال قرار گرفت!
این درحالی است که روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی و بعد از آن تاکید ویژه ای بر بالابردن عزت ایرانی در جهان داشت و حتی در رابطه با پاسپورت ایرانی در مطلبی ویژه اظهار کرده بود:"قول می‌دهم که احترام را به پاسپورت ایرانی برگردانم" صدالبته که بعد از انتخاب وی و عدم اجازه آمریکا به ورود نماینده معرفی شده توسط رئیس جمهور به سازمان ملل و اعدام ده ها تن از هموطنان ایرانی در کشورهای جنوب شرق آسیا و ماجرای ایرانیان زندانی شده در ترکمنستان و اخیرا انگشت نگاری و تفتیش بدنی زائران دانشجو در فرودگاه های عربستان ، اعتبار این سخنان تاحدود زیادی مخدوش شد.

اما نکته تاسف بار اینست که در سفر اخیر دکتر حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران به چین، وی از سوی معاون وزیر امور خارجه و معاون شهردار شانگهای در پایین ترین رده دیپلماتیک مورد استقبال قرار می گیرد!

بی احترامی به آقای حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور تمام ایرانیان توسط هر کشوری ، بی احترامی به شان و جایگاه و عزت تمام ایرانیان است.

استقبال معاون وزیر امور خارجه و معاون شهردار شانگهای در پایین ترین سطح از بالاترین رده اجرایی جمهوری اسلامی ایران-رییس جمهور- برخلاف پروتکل های بین المللی و کنوانسیون وین راجع به روابط دیپلماتیک است که متاسفانه رعایت نشده است و بدتر آنکه هیچ واکنشی نیز از سوی هیأت همراه رئیس جمهور و تیم وزارت خارجه دیده نمی شود! آیا واقعا دولت اینگونه می تواند عزت ایران را حفط کند؟!

http://s5.picofile.com/file/8123930234/244213423423.jpg

اما بازخوانی خاطره‌ی سفر مقام معظم رهبری در تاریخ 19 اردیبهشت ماه 1368 قبل از رحلت حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رئیس‌جمهور کشورمان به چین نشان میدهد عزت در سایه ایستادگی و اقتدار بدست می آید نه لبخند و سهل انگاری وقایع و موضوعات.

در این سفر که اتفاقا دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت و دکتر حسن روحانی از اعضای تیم همراه امام  خامنه‌ای بوده‌اند قبل از نشستن هواپیمای حامل هیات ایرانی در فرودگاه پکن، اعلام می‌شود که به دلیل بیماری رهبر چین، دیدار وی با رئیس‌جمهور ایران و هیأت همراه لغو شده است .رهبر معظم انقلاب  پس از اطلاع از این موضوع، دیدار با مقامات دیگر چینی را لغو کردند تا به صورت غیر‌مستقیم این پیغام را به چینی‌ها بدهند که سطح نمایندگان ملت ایران کمتر از رهبر چین نیست.

این مسئله باعث می شود که نخست‌وزیر چین شخصا برای عذرخواهی به حضور امام خامنه‌ای برسد و دکتر علاءالدین بروجردی سفیر وقت ایران در چین بعدها در این رابطه تعریف می کند که: « نخست وزیر چین از محل کنگره خلق به محل اقامت رییس جمهور ایران آمد و از همان دور، با صدای بلند گفت: کوچکتر به دیدار بزرگتر  آمده است! بعد وارد اتاق شد. حدود یک ربع با آقا صحبت کرد و گفت: ما نهایت احترام به مهمان را، به خصوص شخصیتی مثل جناب عالی، وظیفه خود می دانیم. مشکل بیماری رهبر چین جدی است و پزشکان ایشان را ممنوع الملاقات کرده اند. با این حال، ما موضوع ملاقات را بررسی می کنیم تا حل شود. »

پس از آن و برخورد مقتدرانه حضرت آقا رهبر چین به صورت جداگانه و دو برابر زمان تعیین شده پذیرای رئیس‌جمهور ایران و هیأت دیپلماتیک همراه می شود.

بانشر شده در:

خیبرآنلاین ، مشکین رسا ، بهار ، خبرنگار فارسی ، عماریون ، رویش نیوز ، 


توضیحی در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوع مطلب : نقد منصفانه، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

با غیرتها خون گریه کنید...

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393-09:10 ب.ظ

یحیی بن مازنی می گوید:
"مدت زیادی در مدینه در همسایگی خانه حضرت امیرالمومنین (ع) بودم. نزدیک خانه ای که زینب (ع) دختر علی علیه السلام در آن سکونت داشت.
به خدا قسم نه شخص زینب (ع) را دیدم و نه صدای او را شنیدم.
 هرگاه می خواست برای زیارت جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم( از خانه خارج شود، شبانه می رفت و حضرت امام حسن (ع) از طرف راستش و امام حسین (ع) از طرف چپ او و حضرت امیرالمومنین (ع) پیشاپیش او حرکت می کردند. وقتی نزدیک قبر شریف می رسیدند امیر المومنین (ع) جلوتر میرفتند و قندیلها را خاموش می کردند.
 یکبار امام حسن (ع) دلیل این کار را سوال کردند، حضرت امیر (ع) فرمودند: میترسم کسی به خواهرت زینب (ع) نگاه کند."
...

افسران - با غیرتها آتش می گیرند...


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

مقام حضرت علی علیه السلام از زبان یک یهودی

نویسنده :م.م خ
تاریخ:دوشنبه 22 اردیبهشت 1393-12:59 ب.ظ

حضرت سلمان (ع) فرمود: یك روز خدمت حضرت رسول اللّه (ص) مشرف شدم ، دیدم حضرت در حال سجده هستند و كلماتى را مى فرمایند. خوب كه گوش دادم شنیدم مى فرماید: اِلهى بِحَقِّعلىِّ خَفّف عَلىَّ اَوزارى خدایا بحق على (ع) قسمت مى دهم گناهانى را كه بر دوش من گذاشته اند سبك گردان .
سلمان مى گوید: من تعجب كردم . صبر كردم تا حضرت سر از سجده برداشت بعد عرضكردم یا رسول اللّه شما خدا را بحق على (ع) قسم مى دهد؟
حضرت فرمود: اى سلمان اگر مى خواهى مقام على (ع) برایت ظاهر و واضح گردد برو به بقیع و صدا بزن "بندار". وقتى او را دیدى مقام على (ع) را از او بپرس .

http://s5.picofile.com/file/8122999768/fnf.jpg

سلمان مى گوید: وارد بقیع شدم و صدا زدم بندار، ناگهان شخص عظیم الجثه اى را در كنارم مشاهده كردم از احوالاتش جویا شدم ؟!
گفت : من یكى از یهودی هاى مدینه بودم . لكن در دل محبت على (ع) را داشتم .
بطوریكه هرروز صبح مى آمدم كنار راه مى ایستادم تا آقاعلى (ع) از منزل بیرون آید و جمال نورانى او را زیارت كنم .
یكروز صبح كه از منزل بیرون آمدم و بسر راه حضرتش ایستادم خبرى نشد پرس جوئى كردم گفتند آقا على (ع) به مسجد تشریف برده اند من از ترس ‍ مسلمانها جراءت نمى كردم وارد مسجد شوم . و تا جمال آقا را زیارت نمى كردم ممكن نبود دنبال كارم روم .
لذا از آمدم محاذى در مسجد ایستادم به امید آنكه شاید چشمم بجمال نورانیش بیفتد. بمجرد آنكه محاذى در آمدم دیدم آقا على (ع) در میان مسجد است از جاى خود حركت كرد و نگاهى بطرف من فرمود مثل اینكه میدانست من منتظر دیدن اویم .
من هم جمال دل آراى او را زیارت كردم و پى كارم رفتم تا اینكه اجلم رسید و در حال كفر از دنیا رفتم و مرا به آتش مبتلا نمودند و لكن قریب به یك میل آتش از من دور است و به من صدمه اى وارد نمى كند بخاطر اینكه در دلم محبت على (ع) است .
پیغمبر اكرم (ص) فرمود: حبّ علىٌ ایمان و بعضه كفرٌ و نفاق ، محبت على (ع) ایمان و بغض و دشمنى با او كفر و نفاق است .
و نیز فرمود: لواجتمع الناس على حبه ما خلق اللّه النار اگر همه مردم محبت على (ع) را داشتند خداوند آتش جهنم را خلق نمى كرد.

هر كه اندر دل بدارد مهر پاك مرتضى (ع)
جاى او باشد بهشت جاودان روز جزا
كیمیائیست عجب مهر على (ع) نور خدا
مس ایجاد به گیتى شده ز این مهر طلا
آنكه رامهر على (ع) نیست بدل مؤ من نیست
چونكه ایمان خداوند بود مهر ولا
کرامات العلویه جلد اول


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 

روایت جبرئیل از قدرت بازوان امیرالمومنین(ع)

نویسنده :م.م خ
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-11:31 ق.ظ

در روز جنگ خیبر پس از آنکه مرحب خیبری(مرحب بن حارث یهودی،مردی بلندقامت، عظیم الجثه و بسیار شجاع) به دست امیرالمونین به دو نیم گردید و بر زمین افتاد جبرئیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر پیامبر فرود آمد. رسول خدا به او فرمودند: از چه تعجب کردی؟

http://s5.picofile.com/file/8122773076/19935714150924518648.jpg

عرض کرد: همانا فرشتگان در مراکز و جایگاه‌های آسمانی ندا می‌کنند:
"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

ولی تعجب من بدان جهت است که آن زمان که امر شدم قوم لوط را هلاک کنم، شهرهای آنان را که 7 شهر از زمین هفتم زیرین تا زمین هفتم بالا بود بر پری از بال‌هایم قرار دادم و آنقدر آن‌را بالا بردم که حاملان عرش صدای خروس‌ها و اطفال(روی زمین) را می‌شنیدند و تا صبح در انتظار امر خدا ایستادم و آن‌را جابجا نکردم.

اما امروز که علی ضرب هاشمی را فرود آورد من مامور شدم زیادی قبضه او را نگه دارم تا به زمین فرود نیاید و به زمین نرسد و آن‌را به دو نیم نکند تا زمین و اهل آن‌را واژگون گردد.

در این هنگام فشار زیادی شمشیر علی سنگین‌تر از شهرهای قوم لوط بود و این درحالی بود که اسرافیل و میکائیل بازوی علی را در هوا به قبضه خویش گرفته بودند.

منبع: مدینه المعاجز 1/183 ح 173

فدای بغض و مظلومیت مولا
مطلب را خواندم جان کندم
نمی دانم گرفتید یا نه؟
ان شالله در ماه رجب از مولای مظلومم بیشتر می نویسم

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت *** متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را




نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب