تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

نویسنده :م.م خ
تاریخ:شنبه 15 تیر 1392-03:32 ب.ظ

پس از انتشار مطلب "این روزها به علامه مصباح حملات ناجوانمردانه ای میشه جای استاد مهربان خالیست" نظرات مختلفی به اینجانب رسید.عده ای موافق بودند و عده ای مخالف،بعضی لطف داشتند و بعضی حسابی از خجالت ما درآمدند ،به هرحال دو نکته که اکثر منتقدین مطرح می کردند این بود که اول جرم علامه مصباح اینست که در میان اصولگرایان انشقاق ایجاد کرده اند و دوم اینکه مقام معظم رهبری این جملات را درگذشته برای علامه بکار برده اند و اکنون قابل استفاده نیست.سعی دارم در حد بضاعت به این دو نکته پاسخ دهم.

ضمناً از همه‌ی رفقا بابت قابل دانستن اینجانب و وبلاگ نمل برای تبادل نظر سپاسگذارم.    

                                              http://s1.picofile.com/file/7833406876/mesbah.jpg

                                                     علامه مصباح در جمع رزمندگان

جواب اشکال اول: منظور از انشقاق چیست و آیا لزوما هر جدا شدنی مذموم است؟به عقیده حقیر دنیا دار جدایی است و اتفاقاً در بعضی جدایی ها خیر و برکت هم وجود دارد.مثالی میزنم:فرزند چون به وقت زایمان رسید از مادر جدا می شود و اگر این اتفاق مبارک نیافتد باعث تلف شدن مادر و طفل است؟مسلماً مادر و طفل از این جدایی دردهایی متحمل می شوند ولیکن در آینده کنار هم خواهند بود و پشتیبان و مراقب یکدیگر.

اما اینکه علامه مصباح باعث انشقاق و جدایی در اصولگرایان شده است، حاشا و کلا!

در سال 84 اکثریت اصولگرایان گرد آقایان لاریجانی درآمدند و ایشان با رأیی کمتر از 2میلیون در میان 7 نفر ، ششم شد،چهره های کمتر شناخته شده اصولگرا که بعدها از دل آن جمعیتهای رهپویان و آبادگران بیرون آمد دنبال نامزدهای دیگر منتسب به اصولگرایی بودند و اتفاقاً یکی از اینها پیروز شد،در سال 88 به اجبار اصولگرایان کاندیدای مستقلی جز احمدی نژاد نداشتند ولیکن چهره های شاخصی در میان همین اصولگرایان به میرحسین و رضایی رأی دادند و علنی اعلام هم کردند.در سال 92 نیز اصولگرایان با 5 نامزد وارد شدند،گرچه آقای رضایی خود را کاندیدای مستقل می دانست ولی نوع گفتمان و پایگاه اجتماعی او عمدتاً در طیف اصولگرایان قرار می گیرد،اکثریت جامعه مدرسین و اصولگرایان مجلس از آقای ولایتی حمایت کردند و جمعی از اصولگرایان از قالیباف،حداد به نفع اصولگرایان کناره گیری کرد و جلیلی با حمایت بخشی از جامعه مدرسین و روحانیت و حمایت جبهه پایداری و جنبش های دانشجویی وارد کارزار انتخابات شد.حالا بنده مانده ام کِی اصولگرایان اتفاق داشته اند. که حالا آیت الله مصباح موجب انشقاق آنها شده است؟!

آیت الله یزدی از حمایت اکثریت جامعه مدرسین از آقای ولایتی می گویند و گلایه ای لطیف به علامه وارد می فرمایند ولیکن چرا به این نکته اشاره نمی شود که آیت الله مهدوی کنی بعنوان رئیس جامعه روحانیت مبارز طی تماس های مکرر و نامه ای رسمی از آقای ولایتی می خواهند که کناره گیری کند و ولایتی از پاسخ دادن طفره می رود؟آیا عدم بخت ایشان برای موفقیت در انتخابات یازدهم روشن نبود، آیا عهدشکنی در ائتلاف 2+1 اتفاق نیافتاد؟

چرا در مجلس اصولگرا ، دو فراکسیون بزرگ اصولگرا یا اکثریت وجود دارد(!) و چرا و با چه مجوزی آقای لاریجانی با تشکیل فراکسیونی از نمایندگان عمدتاً شهرستانها فصل جدیدی از سیاست ورزی در حوزه اصولگرایی را باز میکند و باهجمه و کشمکش‌های دامنه دار - وارد و ناوارد- با دولت منتسب به اصولگرایان اتفاقاتی را رقم می زنند که موجب ناراحتی و تذکر مقام معظم رهبری به قوا می شود. رفقا از کدام اصولگرایی و اتحاد صحبت می کنند؟!

حق بدهید که علامه نیز مانند باقی بزرگان می توانند نظرات خود را داشته باشند.جبهه پایداری مورد حمایت همه جانبه علامه نیست و به قول شما با تحریک و تشویق علامه پدید نیامده که اتفاقاً حاصل اختلافات عمیق اصولگرایان در فاصله سالهای 84 تا 90 است و به پایداری ها در این مورد خاص ،حق می دهم ،چون وقتی عده ای انحصارگرایی کنند و اصولگرایی را با بنگاه شرکت سهامی اشتباه بگیرند پایداری که هیچ ، هر گروه دیگری که می خواهد "تاحدودی" برمبنای آرمانهای انقلاب و حقیقت و عدالت حرکت کند و همچنین استقلال رأی داشته باشد از آنها جدا می شود.

می پرسم حاصل لیست جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات دوره نهم مجلس چیست؟مگر غیر اینست که بمحض ورود به مجلس درگیر اختلافات شدند و شقه شقه؟

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بجز دکتر حداد عادل ، کدام یک از نامزدهای محترم اصولگرا در جهت انتخاب یک نفر از میان خودشان حرکت کردند که حالا ما بیاییم یکسره اشکالات را بر گردن علامه و نامزد مورد نظر او بی اندازیم.چرا کسی نمی پرسد آقای ولایتی و قالیباف که انواع و اقسام قول ها را دادند و 6ماه دست در گردن هم ، مشق انسانیت و دینداری برای دیگران  کردند چطور در 24 خرداد ماه با یکدیگر رقابت فرمودند(!) و در مناظره ها به سمت هم حمله بردند؟محسن رضایی که یکی به میخ زد و یک نعل ، کجای این معادله پیچیده است؟

کدام اصولگرایی؟کدام انشقاق را می گویید رفقا؟

اصولگرایی همچون اصلاح طلبی یک لفظ است و نمی توان مانند مهر استاندارد بر روی افراد از آن استفاده کرد،صراط حقیقت روشن است و احتیاجی به الفاظ و عناوین ندارد.مواضع و عملکرد افراد نشان می دهد چه کسی بر پایه اصول رفتار می کند و بنا به اقتضا اصلاح هم مد نظرش است، نه اینکه گروه‌ها بخواهند برای ما تصمیم بگیرند که چه کسی اصولگرا هست یا نیست و باید بقیه بنفع او کنار بکشند.گویا خواص هنوز متوجه نشده اند بعد از سال 84 مردم هوشیار ایران اسلامی از اسامی و گروه‌ها عبور کرده‌اند.مردم چرا خردادماه 92 شیخ حسن روحانی را انتخاب کردند؟چون می خواستند در قید جناح ها و القاب نباشند.چرا پایداری شکست خورد؟چون خودش و افرادش را حق مطلق دید نه اینکه بگذارد مردم حق را به او بدهند،چرا اصولگرایان توفیقی کسب نکردند؟چون عمل آنها با شعارهایشان تفاوت داشت.چرا اصلاح طلبان کنار کشیدند؟چون مردم خاطرات تلخی از آنها دارند و دیگر به ایشان اطمینان نداشتند.

رفقا دنبال مقصر می گردید جانب انصاف را رعایت کنید...

و اما جواب اشکال دوم و جمله معروف حضرت امام(ره) در مورد میزان حال فعلی افراد است:آنچه در مطلب قبل آوردم تعدادی از جملات مقام معظم رهبری بود که بصورت سلسله وار از ابتدای انقلاب و به مناسبتهای مختلف بیان فرموده اند،نکته بعد اینکه حضرت آقا از افراد زیادی در این مدت تجلیل و قدردانی کرده اند ولیکن سابقه نداشته جامعه و بخصوص جوانان را به سمت یک شخص برای استفاده همه جانبه راهنمایی کنند و نه یک بار که به دفعات این سخنان را هربار با تأکید بیشتر تکرار شود.موردی دارید لطفاً بفرمایید؟

به این سخنان حضرت آقا باردیگر دقت کنید:

1- "این سه جهت در ایشان-منظور علامه مصباح- جمع است . هم علم ، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا"

2- "اگر خدای متعال به نسل كنونی ما این توفیق را نداد كه از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده كند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر خلا آن عزیزان را در زمان ما پر كرده است"

 3- "آیت الله مصباح ، شهید مطهری زمان هستند"

 4- "مجموعه آقای مصباح، مجموعه بسیارخوبی از فصلای جوان، فاضل، كارآمد و زمان شناس است كه امیدوارم منشا خیرات و بركات فراوان تری باشند."

 5- "چرا از آیت الله مصباح كه از ایدئولوگ های اصلی انقلاب هستند در رسانه ملی استفاده نمی شود."

 6- "بنده نزدیك به چهل سال است كه جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یك فقیه، فیلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم."

 7- "من خدا را شكر و حمد می كنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ایشان شدیدا علاقه مند و قدردان هستند."

 8- "به نظر من مبانی فکر اسلامی در دست آقای مصباح و دیگر بزرگان است که باید از آن ها استفاده کنند"

آیا می شود گنده گویی کرد که رهبری از روی احساسات و یا جو چنین مطالبی را بیان فرموده باشند،معاذالله!

آیا می شود رهبری انقلاب ، جوانان را به کسی ارجاع دهند که از آینده او دورنمای خوبی ندارند و از عقبه وی مطمئن نیستند؟اصلا و ابدا!

جدای از بیانات روشن و هدایت گر رهبر انقلاب با یک جستجوی ساده پیشینه ای از علامه مصباح و تعاریفی از ایشان بدست می آید که در زمانه معاصر در مورد کمتر کسی سراغ داریم:

حضرت امام خمینى (رض) «به نقل از آیت الله مسعودى خمینى» :

"آقاى مصباح ذوشهادتین است".

حضرت علامه طباطبایى(رض) «به نقل از حجة الاسلام آقاى شیخ اصغرمروارید» :

"آقاى مصباح از بین شاگردان من مثل انجیر مى ماند كه هیچ چیز آن دور ریخته نمى شود".

آیت الله جوادی آملی: حضرت آیت الله مصباح یزدی روحی له الفداء بدون شك یك الگوی بسیار موفق هستند.

آیت الله حسن زاده آملی:آقای مصباح انسان زحمت كشیده ای است. من با ایشان همدرس و همبحث بوده ام، خدا را شاهد می گیرم كه پشت سر ایشان نماز می خوانم. از دیشب كه این مطلب (اهانت کاریکاتوریست روزنامه آزاد) را شنیدم حالم دگرگون است.

آیت الله مشکینی:حوزه ها باید دهها سال سهم امام بخورند، هزاران نفر در اینجا تحصیل کنند تا در هر عصری یک یا چند نفری نظیر آیت الله مصباح به دست آید. اگر ده نفر عالم بزرگ در حوزه پیدا كنید، یقیناً یكی از آنها آیت الله مصباح است. ما به عظمت او معتقدیم، ما او را دوست داریم، او یكی از خزانه های وجودی ماست، یكی از بزرگان حوزه ماست، بنده خودم علاقه به این آقا دارم، برای اینكه شمشیر برنده اسلام در مقابل كفر است، لذا خیلی با او دشمن هستند. علامت اینکه این شخص همراه با اسلام است و فداکار اسلام است همین فراوانی حمله ها علیه ایشان است.

آیت الله مظاهری :حمایت از آیت الله مصباح ، حمایت از امام زمان است.

آیت الله استادی: این استاد فرزانه و حكیم اللهی با خدمات پنجاه ساله، شخصیتی است كه در حوزه های علمیه امثال او با این جامعیت شاید به عدد انگشتان دست ها هم نباشد

یا مورد عجیبی که حجه الاسلام و المسلمین حسین زاده نقل می کنند که:  "حضرت آیت الله بهاءالدینی منزلت خاصی برای استاد مصباح قائل بودند ... یک روز آیت الله بهاءالدینی مشغول صحبت بودند که در اثنای جلسه حضرت استاد تشریف آوردند و طبق ادب اخلاقی خودشان همان ابتدای مجلس نشستند، ولی حضرت آیت الله بهاءالدینی به احترام ایشان صحبتشان را قطع کردند و از جا برخاسته و ایشان را در کنار خودشان نشاندند و جمله عجیبی درباره ایشان فرمودند که مضمونش این بود: من در سیمای تو قرآن را می بینم. من خیلی خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیده ام، ولی هیچگاه ندیدم ایشان درباره احدی چنین جمله ای را به کار ببرن. "

به هرحال در طول زمانی که علامه را می شناسیم،کتابهای ایشان را مطالعه می کنیم،سخنرانی ها و مواضع را پیگیری می کنیم جز رشد و کمال چیزی ندیدیم و ابداً با گذشت زمان در منزلت و طریقت ایشان خللی خدایی ناکرده ایجاد نشده است که بخواهیم قضاوت کنیم که بله در گذشته منش علامه اینطور بوده و حالا 180درجه فرق کرده است و میزان وی حال فعلی است و قیاس با گذشته کنیم!بفرمایید روشن شویم حال و گذشته علامه چه تغییری کرده است؟

آیا می شود اینچنین متواتر –که بعضی را در بالا ذکر کردیم- در مورد شخصی تجلیل ها و تعاریفی پیدا کرد که در فواصل تاریخی توسط بزرگان مسّلم شیعه نقل شده باشد؟آیا می توانید هم وزن این موارد برای شخص دیگری در زمان معاصر مثال بزنید؟اینکه جمله میزان حال فعلی افراد است درست ولی جا و مکان دارد و مطمئن هستم فی الحال شامل علامه مصباح با تفاصیل و توضیحاتی که رفت نمی شود.در خلال بحث با دوستان در مطلب قبلی هم عرض کردم پیش بینی-نه پیشگویی-می کنم رهبر انقلاب در آینده شخصاً موضعگیری یا اشاراتی در مورد تخریبهای اخیر علامه می فرمایند تا خیال افرادی که ذره ای هم تردید دارند برطرف شود .

عزیزان! می خواهم  عرض کنم جرم علامه نه انشقاق در اصولگرایان است و نه چیز دیگر ، جرم ایشان افشا کردن ماهیت افراد و گروه های مخرب بر ضد اسلام و نظام و انقلاب است و اگر می توانستند این گروه ها به لحاظ منطقی بر علامه مصباح چیره شوند هیچگاه بسراغ تخریب و دروغ بستن به ایشان نمی رفتند.

                               گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند   ***   جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

 یاد حکایتی افتادم برای کسانی که می گویند ما حزب اللهی هستیم و از آنطرف در مقابل تخریب علامه یا سکوت کرده اند و یا با افسوس خودشان هم نیش و کنایه ای می زنند:

شیخ شبلی میگوید ؛ منصور حلاج را قبل از اینکه به دار بیاویزند؛سنگسار کردند.در آن لحظه عده ای منصور را با سنگ  می زدند...و عده ی دیگری با کلوخ نرم...منصور هنوز زنده بود و در حالی که تا گردن در زمین فرو رفته بود...همه چیز را می دید.

شیخ شبلی می گوید :من از میان جمعیت منصور رو صدا زدم...و پرسیدم ؛یاابن حلاج؛گروهی تو را با سنگ می زنند...و گروهی نیز با کلوخ نرم...می خواهم بدانم ...کدام یک دردناک تر است...سنگ یا کلوخ؟

منصور پاسخ داد:یا شیخ آنانی که با کلوخ می زنند بیشتر درد دارد...آنها گناهشان هم بیشتر است...آنانی که با سنگ می زنن؛ یقین دارند که منصور گناه کارست  و در کارشان لحظه ای تردید ندارند...اما آنانی که با کلوخ می زنند...هنوز تردید دارند در اینکه که ؛منصور گناه کارست یا بیگناه...



نوع مطلب : نقد منصفانه، 
دنبالک ها: این روزها به علامه مصباح حملات ناجوانمردانه ای میشه جای استاد مهربان خالیست  نقدی به نوشته های اخیر حسین قدیانی در قطعه 26 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
رضا
-
احسنت احسنت
مهدی کوچک زاده
دوشنبه 24 تیر 1392 07:25 ب.ظ
سلام
آقای رئیس جمهور منتخب! مواظب این پوست خربزه ها باشید! را در http://kouchakzadeh.blogfa.com/post-274.aspx بخوانید و در صورت حق بودن در انتشار آن بکوشید
پاسخ م.م خ : سلام علیکم
مطلب حقی بود.
مهدی آقایی پور
شنبه 22 تیر 1392 06:05 ب.ظ
با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز
برای آشنایی بیشتر با زندگی و مبارزات و فعالیتهای علمی و فرهنگی استاد قبل و بعد از انقلاب دو کتاب زیر را پیشنهاد می کنم: 1- انتقام به کوشش سید هادی خسرو شاهی(ایشان دارای تفکرات اصلاح طلبانه بودند اما در جریان تخریبهای بیسابقه روزنامه های دوم خردادی علیه آیت الله مصباح ، منصفانه برخورد کردند و با اجازه از خود استاد این کتاب را که مجموعه ای از شماره های نشر شده از نشریه انتقام را در یک کتاب جمع آوری نمود . و انتشارات شروق در سال 1379 آنرا چاپ نمود)
2- کتاب "گفتمان مصباح" که به صورت مفصل فعالیتهای فرهنگی –علمی و مبارزاتی ایشان قبل و بعد از انقلاب را شرح داده است . نویسنده : رضا صنعتی ، 1115 صفحه ،تاریخ نشر 1387
پاسخ م.م خ : سلام علیکم
خیلی ممنون از اطلاع رسانی جنابعالی
مهدی آقایی پور
شنبه 22 تیر 1392 05:51 ب.ظ
با عرض سلام خدمت همه عزیزان و مدیریت وبلاگ :
خاطره ای را به صورت خلاصه برای شما ذکر می کنم :
آقای مرتضی آقا تهرانی که سالها در تهران به فعالیت مذهبی مشغول بوده خاطره ای از دوران تحصیل خود نقل می کند : "دانشگاه بینگهمتون در ایالت نیویورک سالانه یک سمینار فلسفی برگزار می کندو از فیلسوفان دنیا دعوت می شود تا به ارائه مقاله و کنفرانس علمی بپردازند . که ارائه مقاله در این دانشگاه دارای ارزش علمی برای اساتید خواهد بود و در مجلات معتبر چاپ می شود . حدود 14-15 سال پیش از ایشان دعوت شد در این سمینار شرکت کنند . در روز مقرر استاد حدود 20 دقیقه به ارائه کنفرانسی راجع به فلسفه ملاصدرا پرداختند . و بلافاصله توسط پروفسورمروج به زبان انگلیسی ترجمه می شد . کنفرانس آیت الله مصباح آنقدر برای شرکت کنندگان جالب و اثر گذار بود که ایشان را تشویق ممتد می نمودند . تا جایی که پروفسور آنتونی پرویس(چیرمن دانشگاه و رئیس سمینار) که به شدت تحت تاثیر کنفرانس استاد قرار گرفته بود از حضار خواهش کرد که در صورت امکان یکی از آنها وقت خود را در اختیار استاد قرار دهد . تا بحث دیگری را نیز مطرح نماید . یکی از حضار بلافاصله وقت خود را در اختیار ایشان قرار می دهد . و بحث استاد مجددا مورد توجه قرار می گیرد .
این ماجرا گذشت تا سال بعد در اوج حملات روزنامه های دوم خردادی به استاد روزی آقای آنتونی پرویس که استاد راهنمای بنده بود به من گفت : مرتضی !من سابقا فکر می کردم که این حق توحشی که آمریکایی ها از برخی کشورها و به ویژه ایران می گرفتند اشتباه بوده است. اما الان نظرم عوض شده است و بایستی حق توحش را بگیرند . گفتم : چرا؟ گفت مگر در کشور شما چند نفر مثل آیت الله مصباح وجود دارد که مطبوعات داخلی خودتان آنقدر به ایشان حمله واهانت می کنند ؟ من متحیر ماندم که چه پاسخی به او بدهم و گفتم : این نوع جراید درواقع نماینده همه مردم ایران نیستند و از علم ودانش بهره ای ندارند و از همه گذشته فکر می کنم تعهدی به دین ووطن خود ندارند .
برگرفته از کتاب گفتمان مصباح ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب،صفحه 184
یک طلبه
شنبه 22 تیر 1392 11:03 ق.ظ
دنیا برعکس شده
علامه مصباح باید خودش رو اثبات کنه؟
کرمانیان
جمعه 21 تیر 1392 04:52 ب.ظ
«( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوْتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَى کِتَابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ».
«آیا ندیدى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، فرا خوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهى اعراض کرده روى گرداندند»
سوره آل عمران ، آیه ۲۳٫
حسن قرجک
جمعه 21 تیر 1392 12:22 ب.ظ
سلام وقتقت بخیر برادر التماس دعا
حمیدرضا
پنجشنبه 20 تیر 1392 01:56 ب.ظ
سلام
حقیقتاً لذت بردم از مطلب خوب
امیدوارم خداوند همواره بر ایمان و بصیرت ما بافزاید
ارمان
پنجشنبه 20 تیر 1392 08:43 ق.ظ
بهتره این جدایی زودتر اتفاق بافته،جامعه مدرسین مدتهاست مواضع قاطع و روشنی نمی گیره و هزینه افراد میشه
چندروزه حرف از حزب فراگیر اصولگرایان می زنن ولی نهایت امثال باهنر و لاریجانی و عسگراولادی و اینها استفاده می برند و بقیه بعنوان پیاده نظام باید فقط استفاده بشن،حرفم بزنن میگن تندرو و بعد خداحافظ
جهاد فرهنگی
پنجشنبه 20 تیر 1392 12:47 ق.ظ
خدا خیرتون بده...
.
.
جانا سخن از زبان ما گفتی...
.
.
احسنت. بسیار متعادل و منطقی
چهارشنبه 19 تیر 1392 07:41 ب.ظ
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

انی رایت دهرا من هجرک القیامه


دارم من از فراقش در دیده صد علامت

لیست دموع عینی هذا لنا العلامه


رادمرد
چهارشنبه 19 تیر 1392 05:30 ب.ظ
مطلب نقد نوشته های اخیر حسین قدیانی و این مطلب جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد خیلی چسبید.
دمت گرم
موید و موفق باشی
زارعی
چهارشنبه 19 تیر 1392 08:49 ق.ظ
الله اکبر از ما آدم ها
کار دنیا به کجا کشیده که علامه مصباح رو باید به کسایی اثبات کنیم که معلوم نیست خودشون چی کاره هستن؟
قاسم زاده
سه شنبه 18 تیر 1392 06:00 ب.ظ
سلام
احسنت!
جانا سخن از زبان ما میگویی...
ادامه بده

... و همچنان منتظر ایمیل کاری هستم.
مجتبی
سه شنبه 18 تیر 1392 05:59 ب.ظ
خطاب به اونهایی که همه تقصیرها را گردن علامه مصباح می اندازن:
دنبال چی هستین شما؟این شکست کافی نبود برای همه؟
میثم
دوشنبه 17 تیر 1392 07:35 ب.ظ
خداوندا سایه آیت الله مصباح (دامت برکاته) را بر سر ما مستدام بدار ...
عبدالله مومن
دوشنبه 17 تیر 1392 08:48 ق.ظ
دشمنان آقای مصباح بهتر از دوستان ایشان را شناخته اند و متوجه اند كه ضرباتشان را از كجا خورده اند.
محسن
یکشنبه 16 تیر 1392 05:31 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی دارید.
خستــــــــــــــــــه نباشید.
حسبن
یکشنبه 16 تیر 1392 04:19 ب.ظ
سلام بر برادر ارزشی و گمنانم
طیبه الله
به وجود دوستانی چون شما افتخار می کنم و آرزوی سلامتی و شادکامی دارم.
پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد.
التماس دعا
حسین ی مشهد مقدس
AntiDorogh
یکشنبه 16 تیر 1392 12:06 ب.ظ
نقد منصفانه و عالی بود
اصولگرایان توهم دارن،احمدی نژاد هم 10بار گفت اصولگرا نیست.کی این آقایون پیروز شدن؟فقط دنبال پست و سهم هستن دولت هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی نداره براشون
نصراصفهانی
یکشنبه 16 تیر 1392 11:45 ق.ظ
باعرض سلام
پاسخ گوی سوالات وشبهات اعتقادی هستیم.
رضوان
یکشنبه 16 تیر 1392 10:43 ق.ظ
هر که در این درگه مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند
رحمان
یکشنبه 16 تیر 1392 10:33 ق.ظ
تخریب و دورغ هایی که علیه آیت الله مصباح بکار برده میشه ادبیاتش مشابه هم هستش و از یکجا کنترل میشه
هاشمی تو این قضایا جون گرفته
خودم
یکشنبه 16 تیر 1392 10:26 ق.ظ
متاسفانه ایشان با اهانتهایی که به احمدی نژاد کردند جایگاه خود را خراب کردند
پاسخ م.م خ : منظور شما از اهانت چیست؟روشنگری و کوتاه نیامدن جلوی انحراف اهانت است؟
علامه جزء اول کسانی بود که در میان بزرگان از احمدی نژاد حمایت کرد، ولی وقتی دید عده ای نفوذی قصد به ناکجا آباد بردن دولت را دارند مردانه جلوی آنها ایستاد و تخریب و تهمت ها را به جان خرید.در مرام علامه مصباح مسامحه و باند و گروه جایگاهی ندارد که چون روزی از احمدی نژاد دفاع کرده در مقابل کج روی هایش سکوت کند،این رویه و منش برخی دیگان آقایان سیاسی است که خود بهتر می دانید.
علامه سالهاست تخریب می شود،فکر کنم خاطرتان نیست قبل از احمدی نژاد بدترین و سخیف ترین اظهارات در مورد علامه از برخی تریبون های رسمی و غیررسمی شد و اظهار کردند آخوندی که در سیاست وارد شود جایگاهش را خودش خراب کرده و این بهانه هرچه خواستند نثار ایشان کردند ولی بعداً دیدیم وقتی قضیه روشن شد علامه بر محبوبیت اش افزوده شد و در میان توده های حزب اللهی جایگاه خاصی پیدا کردند که نظیر ندارد.
حالا رفیق عزیز این نیز بگذرد،نگران جایگاه ایشان نباشید،خداوند قادر و متعال است.
فاطمه
یکشنبه 16 تیر 1392 07:44 ق.ظ
اطلاع رسانی کنید:
درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی در ماه مبارک رمضان بعد از افطار هرشب دفتر مقام معظم رهبری در قم
طاها
شنبه 15 تیر 1392 09:52 ب.ظ
آنهایی که خودی هستند و این روزها گلایه و نقد به علامه مصباح یزدی وارد میکنند تا به حال از خودشان پرسیده اند که اگر خدایی نکرده ایشان را از دست بدهیم چه ضایعه ای به بار میآید.بعد از رفتن آیت الله بهجت و آیت الله خوشوقت چه کسی خلا عدم حضور ایشان را پر کرد؟چه کسی بارسنگین مبانی اندیشه ای و دکترینال فلسفه ای نظام را بردوش کشید؟چه کسی بدون مصلحت اندیشی و ترس از آبروی خودش در فتنه 88وارد کارزار شد و در مورد دسیسه های دشمن روشنگری کرد؟چه کسی خطر نفوذی ها را هشدار داد؟چه کسی فریبهای سکولارها را رو کرد؟حالا حق علامه را اینطور جبران می کنید.
یاری
شنبه 15 تیر 1392 07:00 ب.ظ
سلام برادر احوالات؟
عجب حکایتی بجا و دلنشینی
احسنت
ادامه بده
علی
شنبه 15 تیر 1392 06:11 ب.ظ
سلام
آقا دستت درد نکنه. خیلی عالی بود. راستی جواب پیام خصوصیه ما رو ندادیدها.

یا علی
محمدرضا علوی از شیراز
شنبه 15 تیر 1392 05:26 ب.ظ
شیشه عطر بشکنند رایحه آن بیشتر در فضا پخش می شه.
من به آقای قالیباف رأی دادم و آقای مصباح رو بعنوان عالمی طراز اول احترام می گذاشتم ولی بعد از این تخریبها و مطالعه ابعاد شخصیت و موضع گیری های ایشون مجاب شدم آقای مصباح درست می گویند و پشیمون هستم چرا زودتر سعی نکردم تفکراتش رو بشناسم.
از مطالب شما و بخصوص جملات رهبر و بزرگان دینی خیلی استفاده کردم.
یک جمله امام خمینی در مورد آقای هاشمی دارن 30ساله بر سرملت می کوبن ولی این جمله امام رو نشنیده بودم که آقاى مصباح ذوشهادتین است ،منبعش رو ذکر کنید خیلی جمله سنگینی هستش.
هادی
شنبه 15 تیر 1392 04:54 ب.ظ
خدا خیرت بده
این دو هفته هر روز به وبلاگ سر میزنم و استفاده می کنم.آفرین دلاور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30

  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب