تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - نقدی به نوشته های اخیر حسین قدیانی در قطعه 26
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

نقدی به نوشته های اخیر حسین قدیانی در قطعه 26

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 29 خرداد 1392-03:55 ب.ظ

قدیانی عزیز! هم تو فارسی می فهمی، هم من به زبان دیگری سخن نمی گویم، اما ماجرای "دوگانه سازش-مقاومت" را اگر به تو گفته بودم، حتما ملتفت می شدی!! و به وضوح می فهمیدی که؛ «رقیب در صحنه است»، چرا که «زبان عقل» و «لسان فهم و شعور»، «تجربه» می خواهد، نه «لفاظی»!

عذر تقصیر دارم اگر قوانین «کپی رایت» را رعایت نکردم و با گزیده ای از مقدمه  شیرین خودت شروع کردم؛قدیانی عزیز!

این چند روز شاید 5 مرتبه نوشته هایت را خواندم،قسمتهایی از آن مورد پذیرش بود و قسمتهایی را بسیار تند و دور از انصاف یافتم.آنجا که نیش و کنایه هایت به مطهری زمان بنده و خیلی از دوستان و رفقا را آزار داد و یا همه‌ی کسانی را که به جلیلی رأی دادند به یک چوب راندی و بسیار عجولانه بر مفاهیمی تاختی که خودت روزی مبلغ آن بودی!؟

                                   http://s4.picofile.com/file/7810050856/hossein_ghadyani.jpg

                                                            عکسی که دوست داشتی را برایت گذاشتم نگویی دوستت ندارم

قصد سرزنشت را ندارم و در این جایگاه نیستم برادر بزرگوار و حزب اللهی من.
بریده های سخن را از هرکجا بگیری چیزی بدست میآید .شاید سخنان و رفتار برخی رفقای پایداری به مزاج شریفتان خوش نیامده باشد اما به کجا چنین شتابان و چرا اینقدر عصبانی؟
همینجا اعلام می کنم در سال 90 که پایداری شکل گرفت بنده به آنها نقد جدی داشتم تا به امروز...حتی آمدن آنها پشت جلیلی را بیشتر خسارت می دانستم تا تقویت...البته جدایی از وجود پربرکت حضرت علامه مصباح و برخی بزرگواران که خدمت آنها ارادت خالصانه دارم و تا آخر عمر شاگردی شان را می کنم احدی از پایداری را در حد سنگربانی گفتمان انقلاب اسلامی نمی دانم ، چون نه منش نه رفتار و نه به لحاظ فکری ظرفیت رهبری این جریان عظیم و ادعای بزرگ را ندارند و مع الاسف بجای سازندگی ،تخریب می کنند؛ افراط و تفریط بلیه ای است خطرناک که در قماش پایداری به وضوح به چشم می خورد. سند موضع گیری بنده در قبال پایداری در گفته های پیشینم در اینجا
بعنوان یک نقد کلی نسبت به مجموعه پایداری(فقط مسئولین اجرایی و تصمیم گیر آن نه بدنه مخلص هوادار): جدایی از شورای فقاهت و بزرگان فکری ایشان که با افسوس منتسب و مصادره  پایداری شده اند -و اینرا یک کار خطرناک می دانم- برخی اعضای شورای مرکزی پایداری و گردانندگان میانی و لایه پایین پایداری با عینکی تیره و تار و بر اساس اسامی و اشخاص به هر بنی بشری برچسبی زده اند و خود را در دایره‌ای تنگ از نفرت و کینه محصور کرده اند که نتیجه اش شکست سنگین پایداری در سه انتخابات مجلس،ریاست جمهوری و شوراها بود.
چند روز جلوتر و در کشاکش انتخابات رفیقی از نیروهای سطح پایداری(منظور نیروهای لایه‌ی پایین) با بنده جدلی بی موقع و نابه‌جا را آغاز که چرا از فلان فرد که در سال 87 به او در مجلس رأی داده ای برائت نمی جویی!؟ با هزار صغری و کبری چینی به او گفتم برادر این چه موقع این حرفهاست و قوزک پا ، چه ربطی به شقیقه‌ی نازنین دارد و بعد اینکه 87 ایشان بهترین گزینه بود و بعداً چون راه اشتباه پیش گرفت ما کناره گیری کردیم. شروع کرد داستان بهم بافتن و برچسب زدن، درحرکتی غافلگیر کننده توپ را در زمینش انداختم و سوال کردم شما که در دولت دوم احمدی نژاد پست گرفتی چرا یک مورد،فقط یک مورد اعلام برائت علنی از اعمال نابجای دولت دیده نمی شود و اصلاً چرا اگر قبول نداشتی ماندی؟شروع کرد به سفسطه و آمار و ارقام! تازه خوب بود رفیق ما و بنده هر دو  سودای ریاست جمهوری جلیلی در سر داشتیم، البته ایشان در اداره و پشت میز منصب دولتی‌اش دعا می فرمود و ما در کف خیابان ها می دویدیم!
متأسفانه  برخی از اعضای پایداری خود را حق مطلق می دانند و باقی افراد را در کفر و نفاق(؟) و بدنه مومن و متعهد پایداری را نیز به این سمت می کشند.همین آقایان با هر بهانه ای در دولت احمدی نژاد جا خوش کردند و بچه های حزب اللهی پای کار احمدی نژاد را تاراندند و بعد تقصیر را به گردن کسان دیگر انداختند ، در صورتی که اینان اگر نگوییم 50درصد ، حداقل 40درصد اشکالات را باید بدوش بکشند و پاسخگو باشند .
مع الاسف یا خوشبختانه قدیانی جان ! ایشان حاضری خور هستند،مردم در مسلک اینان فقط باید بله قربان گو باشند و جز وجود مبارکشان درک درستی از اوضاع و شرایط ندارند(!) باید همگان پستها را بین اینها نذر و پیشکش کند وچون خراب کردند ، کنار بکشند و کاسه و کوزه را بر سر همان کسانی بشکنند که کمترین دخالتی در امور داشته اند.بعضی تیم های کاری و بقولی ستادی پایداری در استانها پر شده است از افراد فرصت طلبِ فرصت سوزِ موذی که در دولت احمدی نژاد ره صدساله رفتند و بعد ناجوانمردانه ناکامی ها را یکسره به دامن او ریختند ، اینست مرام و معرفت کسانی که نه اصولگرایی بلدند نه اصلاح طلبی را می فهمند و معجزات رهبری و مردم  مانند حماسه های 3 تیر ، 9 دی و غیره را بدون رودربایستی به حساب خودشان نوشتند،گویی هیچکس نقشی در آنها نداشته و اصلا چه کسی جرأت دارد بگوید داشته. فرق پایداری(بعنوان طیف منقبض اصولگرایی) با موتلفه(طیف منبسطِ مسامحه کار و سر میز نشین اصولگرایی) ایسنت که موتلفه رو راست و با هر ابزاری و درهردولتی می خواهد محترمانه پست ها را قبضه کند ، ولیکن پایداری ها با نق زدن و طلبکاری از مردم و نظام دعوی خدمتگزاری دارند،مطمئن باش قدیانی عزیز رویشان می شد می گفتند 22 بهمن 57 و 10سال نبرد حق علیه باطل را ما اداره کردیم!
اما نکته مهم اینکه: دوسر اصولگرایی که با مردم فاصله گرفته اند و تنها راه خدمت را گرفتن قدرت می دانند ، امروز ندای اناالحق می‌زنند،صدای یکسر آن بوضوح در دولت دهم و پایداری بلند شد و صدای سر دیگر آن در مجلس نهم و در قالب فراکسیونی که خود را عصاره اصولگرایی و جدا از آن می داند(!) و این دو گروه راه اختلاف در پیش گرفتند و ثمره اش تو دهنی از مردم بود ، قشنگ است ادعای ولایتمداری این افراد گوش فلک را کر کرده و خون به دل رهبری کردند،ماجرای استضیاح وزیرکار و یکشنبه سیاه مجلس یادتان هست. مرادمان حضرت امام خمینی(ره) چه نیکو فرمودند که: «عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است... آنقدر که اسلام از این مقدسین و روحانی نماها ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمومنین علیه السلام که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم.»/صحیفه نور، جلد 21،ص 92/
اما از این بحث ها رد می شوم و برگردیم به بحث خودمان،بنده با افتخار به جلیلی رأی دادم و شما با افتخار به قالیباف ، حرفی نیست اما وجدان خود را قاضی کن،قدیانی عزیز! پایداری را نمی پسندی چون تمامیت خواه است پس تمامیت خواه نشو و به آن بیراهه ای که از آن متنفری قدم مگذار...
اول : فرموده اید «رصد نتیجه، اصولا بخشی از تکلیف است» بفرض قبول ، ولی آیا در مسائل کلان اجتماعی مانند انتخابات ریاست جمهوری که حقوق "امت اسلامی" مطرح می شود می توان وظیفه اجتماعی را به بهانه احتمال عدم موفقیت در نظر نگیریم و دنبال مواردی بافتیم که امتحانشان را قبلاً آنچنان که انتظار داشته‌ایم پس نداده اند -و شما خودتان بارها از آن گلایه و انتقاد کرده اید- . توجیه شما برای این درس بزرگ حضرت امام(ره) که فرمودند «ما مکلف به تکلیف هستیم نه نتیجه» چیست؟ البته این سخن نافی رصد نتیجه نیست ولیکن اراده شما از طرح این مسئله و ذکر «رصد نتیجه» مشخص است که به عقیده بنده سخن شما در اینجا مطلوب و صحیح نیست.
طبق نظر جنابعالی مبنی بر "رصد نتیجه" چرا این اتفاق توسط نامزد مورد اشاره شما و عضو دیگر 2+1 نافتاد، اگر قرار به کناره گیری بود به عقیده بنده ولایتی و قالیباف سزاوارتر بودند، به عقیده شما هم برعکس ؛ پس کار به بحث و مقایسه و اثبات می کشد،البته بنده قصد اثبات چیزی را ندارم و بعنوان تلنگر چند مورد خدمتتان عرض می کنم .
قالیباف و ولایتی اگر نگوییم سالها که ماه هاست کار ستادی منسجم در استانها ترتیب دادند و میلیاردها تومان هزینه کردند-نگو نکردند که هزاران دلیل و مدرک می آورم- اما جلیلی طی 30 روز توانست بیش از دو برابر ولایتی و اندکی کمتر از 70 درصد رأی قالیباف را کسب کند. پس بهترین نتیجه و دست آورد را بین این 3 نفر جلیلی با کمترین هزینه و زمان بدست آورد، حال اگر این دو بزرگوار بنفع جلیلی کنار می رفتند آیا سونامی مورد نظر اتفاق نمی افتاد؟
بنده در جایی گفتم،اگر دیدم جمعی به عهد با خود نیستند با آنها عهدی نمی بندم که براحتی از آن  عبور می کنند،چون به عهد با یاران اعتنایی نکردند. باگذشت بیش از 5 ماه از ائتلاف 2+1 دلیل وجودش را هنوز نفهمیدیم و بجز مرد خردمند و فرزانه جناب آقای دکتر حداد عادل که شرایط را درک و بنفع اصولگرایی- نه این دو بزرگوار- کناره گیری کرد هیچ نکته و نقطه مثبتی در کارنامه ائتلاف بی خاصیت 2+1 -که صحت پیش بینی راستین علامه مصباح را نیز به اثبات رساند- ، ندیدیم. شاید بنظر شما اگر جلیلی بنفع قالیباف کنار می کشید ممکن بود این سونامی پدید بیاید ، که با توجه به اصل رصد نتیجه با وجود ولایتی و رضایی بعید بود. به هر ترتیب این گمانه ها دردی دوا نمی کند و آنچه باید می شد، شد...
دوم: شما دستی دستی در نوشته هایت پایداری را تنها نماینده گفتمان انقلاب اسلامی فرض کردی و بعد بی آنکه متوجه باشی همزمان هم پایداری را کوبیدی و هم گفتمان انقلاب اسلامی را و به اشتباه لیدر جریان جلیلی را پایداری دانستی(!) در صورتی که اگر صحنه را دقیق مرور می کردید ، دکتر سعید جلیلی مستقل و بدون تأیید پایداری آمد ، درحالی که آنها دنبال لنکرانی بودند و بعد جلیلی بعنوان یکی از چهره های گفتمان انقلاب اسلامی در کنار دکتر حداد عادل این جریان را "نمایندگی" کرد نه "رهبری". پس مراقب باشیم سنگی که پرتاب می کنیم اشتباهی بر سر اصل گفتمان که تمام نگرانی و دل مشغولی های ما برای آن است نخورد.
سوم:دلیل اینچنین حمایت احساسی شما از برادر ارجمند قالیباف با روحیه جهادی را نمی فهمم،شاید دارید تخریبش می کنید به شیوه معکوس! بین جلیلی و قالیباف و ولایتی منهای گروه های حامی آنها کدام را برازنده‌ی نمایندگی گفتمان انقلاب اسلامی می دانید؟ چرا قالیباف 84 با هواپیما و لباس آنچنانی و برجسته کردن رنگ سبز چشمم می خواهد رأی بیاورد؟ من جوابش را می دهم چون خاتمی 76 و 80 با خوش‌تیپی و ساعت طلایی و عبا و عمامه و لباده میلیونی و شیک شد رئیس جمهور!-البته اگر فقط به ظاهر قضیه نگاه کنیم- چرا قالیباف 92 با پیراهن و شلوار ساده بدون اضافات و با چفیه عکس می گیرد،چرا عکس هایش اکثراً تک رنگ هستند ، چرا در رسانه های حامی قالیباف مدام او را با لباسهای گل آلود و سر و وضع آشفته در پروژه ها دیدیم؟ باز جوابش را می دهم: چون احمدی نژاد 84 و 88  با سادگی و پرکاری رأی آورد. برادر خوب و ساده من قالیباف سردرگم است.هنوز نفهمیده کجای کار را می خواهد بگیرد.اینکه می فرمائید خواست در مقام دفاع از خودش مقابل هجمه های حزب الله به هرترتیبی به روحانی بپرد و به قولی بی گدار به آب زد را با استدلال های فضایی پای دیگران نگذارید، بیداری شوید، قالیباف می خواهد خودش را به این و آن اثبات کند، 88 می خواست به طیف موسوم به خاکستری اثبات کند که من بی طرفم و چون جو برگشت در 92 بگوید من با اینها نبودم و بسیجی ام. او موقعیت ها را نیز به درستی تشخیص نمی دهد، به اعمال گذشته و 8سال مدیریت قالیباف در شهرداری کاری ندارم که قصه طولانی می شود.
قدیانی جان! قالیباف خودش نیست،می خواهد مدام آنچیزی باشد که دیگران می خواهند و این است دلیل شکست او...قالیباف تابع جو است و این بزرگترین آفت برای شخصیتی در چنین جایگاه ممتازی‌ست.بنده بهیچ‌وجه قصد ندارم بگویم او توانایی ندارد،اتفاقاً خوشفکری و پرکاری و به قول شما روحیه جهادی قالیباف قابل ستایش است ولی وی کیاست و زیرکی و موقع شناسی یک رئیس جمهور شش دانگ را ندارد.
چهارم: فرموده اید مالک از خیمه معاویه رد شده است! اگر اینگونه است پس دعواهای ما بر سر چیست؟ علناً سرکار هستیم دیگر؟!
آن قسمت حرفهای شما را قبول دارم که 8 نامزد تأیید شده، معاذالله شمر و خولی نیستند و هیچکس مطمئناً چنین ادعای شاذی  ندارد -و حتماً سرداران نظام اسلامی هستند- ولیکن قبول کن در لشکر علی(ع) یک نفر مالک است.یک نفر است که به پشت خیمه معاویه می رسد و باقی سرداران سپاه علی(ع) توان رسیدن ندارند،آنهایی که به خیمه نرسیدند نه آنکه نخواستند که باتوجه به استعدادها و توانایی هایشان نتوانستند و عقب ماندند،بگذریم که بعضی از همین سرداران ناخلف شمشیر برگردن علی(ع) گذاشتند که بگو مالک برگردد.
بهتر ازین کمترین می دانی که جنگ حق و باطل همیشه‌ی عالم ادامه دارد،قیاس ها دقیق نیست ولیکن بصیرت و راه شناسی اینجا بدرد می خورد که بهترین ابزار و روش را برای مبارزه علیه باطل برگزینیم و اینجاست که قیاس ها کمک می کند نه اینکه عینیت بیابد،  فکر کنم شما و برخی رفقا خطوط و جبهه ها را اشتباه گرفته اید و فکر می کنید از خیمه معاویه رد شده اید.جی پی اس(GPS) بدم خدمتتان؟
درد اول و بزرگ دشمن از تحقق حماسه سیاسی مردم بود که بحمدالله با تدبیر رهبری و هوشمندی مردم ایران اسلامی رقم خورد،اما نگرانی دیگر دشمن از کسی بود که می خواهد سکان کشور را در دست بگیرد.دشمنان برای این 8 نفر امتیاز گذاری کرده بودند و  نوک پیکان مخالفت آنها بیش از هرکسی بر روی سعید جلیلی بود،نبود مسلمان؟ از باقی کاندیدها نیز خوش‌شان نمی آمد ولیکن از جلیلی بیشتر از همه ؛ مگر نه اینکه خداوند در قرآن می فرماید آن کاری را انجام دهید که کفار و دشمنان شما را بیشتر خشمگین می کند.
نبرد حق و باطل بصورت جدی و در هرلحظه و مکانی درحال رخ دادن است، مالک‌ها و عمرعاص‌ها و معاویه‌ها سالهاست می جنگند،خون حسین(ع) هنوز  می جوشد و بوی تعفن از لجنزار یزید بلند است.ما باید طوری عمل کنیم و مردم را اغنا ، که بهترین سردارشان را برای نبرد به میدان بفرستند تا بعدها خدایی ناکرده سرخورده نشوند.البته در این دوره انتخابات اول ما می بایست دور هم می نشستیم و خودمان را اغنا میکردیم!

حضرت امام خمینی در 4 مهر 1358 درجمع هیأت فاطمیون تهران‏ سخنانی را درباره معناى جمله: کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ ارضٍ کربلاء بیان کردند که برای ما و شما حتماً هنوز جالب است:«این کلمه «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء» یک کلمه بزرگى است که اشتباهى مى‏فهمند. آنها خیال مى‏کنند که یعنى هر روز باید گریه کرد ! لکن این محتوایش غیر از این است. کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشى را بازى کرد، همه زمینها باید آن طور باشند. نقش کربلا این بود که سید الشهداء- سلام اللَّه علیه- با چند نفر جمعیت و عدد معدود، آمدند کربلا و ایستادند در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار. در مقابل امپراتور زمان ایستادند و فداکارى کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند، و شکست دادند یزید را. همه جا باید این طور باشد. همه روز هم باید این طور باشد. همه‏ روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید مقابل ظلم بایستیم؛ و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، انحصار به یک زمین نداشته؛ انحصار به یک افراد نداشته. قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفرى و یک زمین کربلا نبوده. همه زمینها باید این نقشه را اجرا کنند، و همه روزها غفلت نکنند.»
حاشیه : بنده هم برخی پیامکها را بجا نمی دانم ولی باعث نمی شود به خطا شروع به رد همه‌ی آنها کنم و فرهنگی را که خود مدافعش بودم به استهزاء و شبهه بگیرم،این کار شما باعث می شود تیغ برنده فرهنگ اصیل مقاومت و حماسه به مرور و در زمان لازم کند شود و از شما انتظار چنین سخنانی را نداشتم.
پنجم:شهید مطهری می فرمایند: «چون مبنای حقوق، توجه طبیعت به غایت است و زندگی اجتماعی از غایات کمالیه طبیعت است، هر چه که در جهت کمال طبیعت باشد، حق است. هر چند مستلزم ابطال حق جزئی یک فرد باشد، نظیر حق داشتن نوع اشرف (در مورد) تغدی از نوع اخس است.» /بررسى اجمالى مبانى اقتصاد اسلامى، انتشارات حکمت، ص 235/
در تفکر غربی و آخرین ورژن دست آورد آمریکایی عده ای گفته‏اند که حقوق طبیعی دائم است و هیچ قانونی نمی‏تواند آن را سلب کند. بر خلاف این نظر، استاد شهید مطهری معتقد است که «حقوق اجتماعی می‏تواند سبب سلب حقوق طبیعی بشود؛ چرا که مصلحت و خیر اجتماع بر حقوق فردی وضعی و حقوق طبیعی مقدم است. »/یادداشتهاى استاد مطهرى، ج 3، ص 252/
حال مردم مصلحت امور خود را با آقای حسن روحانی دیده اند ؛ نه ما و نه شما و نه هیچ کس دیگر  حرفی در این زمینه نداریم،همانطور که مردم در سال 88 مصلحت کار خود را با آقای محمود احمدی نژاد دیدند،موضوع ایسنت که دعواهای بیهوده و کدورتهای ناصواب بین بدنه حزب الله چه دردی را دوا می کند،نکند می گویید بخاطر جامعه است.آیا درست است تمامی حامیان قالیباف و ولایتی و رضایی و جلیلی و غرضی و روحانی را به تنگنا باندازیم که از خود دفاع کنند که چرا به فلانی رأی دادید و به فلانی نه!که امروز ما را در این تگنا انداختی؟!
می توانیم اکنون  ادعا کنیم 6 میلیون نفر از بیخ اشتباه کرده اند که به قالیباف رأی دادند و 4 میلیون همین امروز بهشتی شدند یا برعکس  و یا اینکه 18 میلیون نفر بخاطر شکم از آرمان های انقلاب  گذشتند.این حرفها را هرکس بزند بدانید یا نادان است یا نفوذی دشمن...
راستی قدیانی جان! من چرا دارم این حرف ها را به تو می زنم؟!… اگر سیاست و سیاست ورزی این است، لطفا هر چه زودتر  قطعه 26 ای را که با خون جگرت ساخته ای دود کن… دلم تنگ شده برای تاختند به دشمنان نظام و بدخواهان جبهه گفتمان انقلاب اسلامی،دلم تنگ شده برای زمانی که دستت را به سوی آسمان دراز می کردی و ما آمین می گفتیم، نه وقت گند زدن و انگشت اتهام به سوی هم سنگری هایت گرفتن. من زبان تو را می فهمم و با آخرین جملات نوشته آخرت حسابی حال کردم که گفتی:
«قدر مسلم، شکست خورده این انتخابات، جز دشمنان ملت ایران نیستند. همین الان هم بسیاری از اصلاح‌طلبان، از اصلاح‌طلب خواندن شیخ حسن روحانی پرهیز دارند، چرا که او را به جناح دیگر نزدیک‌تر می‌دانند تا جناح خودشان. منتخب ملت اما می‌تواند با بهره بردن از این «ظرفیت فراجناحی»، نیز تبریک دلی و اخلاقی سایر نامزدها، نام نیکی از خود در جمهوری اسلامی به یادگار بگذارد. شرط است که در مقام عمل، کار کند و کار و کار، بلکه از مشکلات عدیده اقتصادی مردم کم شود. ما نیز به تاسی از دیگر اصولگرایان، برای کمک به قوه مجریه از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد. زنده‌باد ملت ایران، کور باد آنکه به این ملت نستوه، چشم بد دارد.»



نوع مطلب :
دنبالک ها: این روزها به علامه مصباح حملات ناجوانمردانه ای میشه جای استاد مهربان خالیست  گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند***جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
DJ
یکشنبه 31 شهریور 1392 01:04 ب.ظ
کار از این حرفا گذشته.فکر دوسال دیگه باشیم
بانو
پنجشنبه 13 تیر 1392 11:22 ب.ظ
خیلی خیلی چسبید، در این زمانه ی كه امثال قدیانی تیرباران می كنند بزرگانی چون مصباح و آقاتهرانی را و البته غیر مستقیم رهبر را.
دوشنبه 3 تیر 1392 10:48 ب.ظ
قدیانی حالا حالا ها خیلی کوچیک تر از اونه که به چشم یک تحلیل گر سیاسی بشه نگاهش کرد
شنبه 1 تیر 1392 12:50 ب.ظ
آقای مصباح و دوستانش آنموقع که باید از جریان انحرافی تبری می جستند اینکار را نکردند و محبوبیت شان افت کرد.حالا بیان توجیه کنن.
پاسخ م.م خ : نظر شما را برای رفع بعضی شبهه ها تایید می کنم و عیناً پاسخی را که در یکی از سایتها به فردی داده بودم به شما می دهم:
آن زمان که بعضی آقایون خواب بودند علامه در سال 88 اولین تذکر جدی را پس از حکم احمدی نژاد برای مشایی و نامه رهبری، در درس خارج خود داند و سال 89 حلقه انحرافی را گروهی فراماسونر نامیدند و اضافه کردند باید همه کمک کنند تا این بلا دفع شود و سلسله جلساتی در قم و تهران برگزار شد که خشم دولتی ها را برانگیخت و علنا مشایی به علامه توهین کرد،رسانه های دولتی نیز علامه را به باد انتقاد و هجمه گرفتند.
در بهار سال 90در جمع نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداختند و اختلاف و کشمکش بین دولت و مجلس را گناه و ظلم به انقلاب و نظام دانستند.ایشان عین عبارت را در این جلسه فرمودند:«بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.»
صدها مورد دیگر هم هست.پس موضوع تخریب گسترده و سازماندهی شده این مردخدا پیش می آید.این روزها دشمنان از تخریب علامه بعنوان افشا کننده ماهیت بسیاری از جریانات ضد نظام و یکی از عماران فتنه صیهونیستی 88 خوشحال هستند.
موضع علامه نسبت به مسائل با پایداری یکی نیست و در جایی مفصل توضیح خواهم داد،پس اگر مقصود از دوستان علامه،پایداری است این فکر را از ذهن خود بیرون کنید.
و حالا خواهشمند است مطلع نیستید، صحبت نفرمائید تا خدایی ناکرده مدیون شوید. یاعلی
بنده خدا
شنبه 1 تیر 1392 09:00 ق.ظ
کاملا با حرفات موافقم
قدیانی حرمت نگه نداشته
اصولگرایان تو چند مرحله نشون دادن به حرفها و نصایح رهبری گوش نمی دن و مردم خیلی راحت از اونها عبور کردن.
من خودم به رضایی رأی دادم و بعدا پشیمون شدم چرا به جلیلی یا قالیباف رای ندادم.هرکدوم خاصیتهایی دارن که خوبه،اصولگرایان تا باهمدیگر وحدت نکنن به تنهایی ضعفها و قوتهایی دارن که مردم سراغشون نمی رن ولی اصلاح طلبها بخاطر هدفشون حتی حاضرن از منافع شخصی و گروهی دست بکشن،درسی مهمی که باید اصولگرایان یاد بگیرن وگرنه موفقیتی دیگر کسب نمی کنن
مهدی
جمعه 31 خرداد 1392 10:35 ب.ظ
عالیه
خداقوت
به روشنگری هات ادامه بده
جانب حق و انصاف رو فراموش نکن
همواره به یاد خدا باش
دوستدار و دعاگوت
از بچه های قدیم جهادی-خراسان جنوبی
رضا یارمحمدخواه گشتی
جمعه 31 خرداد 1392 09:22 ب.ظ
به نام خدا
سلام - اتفاقا من خودم در رابطه با اعضای جبهه ی پایداری شهرستان ها سوال داشتم و اونا بهم گفتن که این افراد براساس صلاحیت هایی تایید شدند ولی در کل در شهرستان مثه تهران کار زیاد نشده و باید بشه، اینکه من از شما اسم خواستم شما می تونین خصوصی بهم بگین اگه لطف کنین شمارمم میدم پیامک بدین خودم تماس می گیرم
......
اما یه مسئله ای است دقیقا ماهیت پایداری را افشا کنید اسم نمی برید پست بگید و یا نحوه ی خرابکاری و گندزدناشونو من که تحقیق کردم واقعا نسبت به جریان ...، ....، ...،.... ، دوستداران ز و غیره خیلی بهتر بودند و بهتر کار کردند حداقلش این بود که آلوده ی بیت المال نبودند حالا شاید بعضی جاها اشتباه تصمیم گرفتند بهم بگید ممنون میشم ضمنا شما نباید در مورد آقای قاف با احترام صحبت کنین آخه آقا کسی ازکه از بیت المال خرج میکنه بدون حسابو کتاب براش خودشو دوستاش یا اصلا در عمل پایبندش به شریعت مشکل داره چطور جهادگری است یه کم بیشتر توضیح بدید ممنون میشم سلامت باشید.
http://www.eslamshieh.ir
پاسخ م.م خ : سلام علیکم
برادر عزیزم آقا رضا
همانطور که خدمت رفقا عرض کردم از آوردن نام افراد و گروه ها بطور اخص فعلا معذورم.
بنده هم مدت زمانی نه چندان دور جریان پایداری را نسبت به خیلی جریانات دیگر اصولگرایی که مدعی هدایت بدنه ارزشی جامعه هستند ترجیح می دادم،اما به مرور مشخص شد نفوذی ها می خواهند از پشم فقط کلاهی برای خودشان درست کنند و خطر افکار ساختگی بسیار بیشتر از آلودگی هایی چون مالی است.
امروزه ما از نام ها و گروه ها باید عبور کنیم.اکثر احزاب و جریانات در این کشور سربار و دنبال موقعیت برای خودشان هستم،بنا به تجربه عرض می کنم.
جریان سومی در میان بدنه مطلع،جوان و پویای حزب الله در حال شکل گیری است که واقعیات را همراه با آرمان گرایی در نظر می گیرد و می خواهد دیده شود و مورد استفاده قرار بگیرد.این جریان در مسائل کلان کشور در حداقل 16 سال اخیر توسط گروه های اصولگرا تنها بعنوان پیاده نظام بکار گیری و عنایت خاصی به آنها نشد.حضور مستقل جلیلی و موج خودجوش حمایت جوانان پرشور از وی در راستای همین پدیده خوش یمن ارزیابی می شود،ولیکن باید بسرعت ساختار و شکل خود را بیابد.
راست سنتی و طیف موسوم به تحول خواه و جریان پایداری متأسفانه گرفتار کشمکش های داخلی و دعواهایی در عمق خود هستند که بخاطر خدا و انقلاب نیست و حزب الله را متنفر و از خود دور کرد.
حضرات آیات مصباح ، مهدوی کنی و بزرگان ارزشمند دیگر سرمایه جریان حزب الله هستند که باید حفظ و حراست شوند و بعنوان عقبه فکری جریان مورد توجه قرار بگیرند.در لایه تبیین کننده قشر روحانیون انقلابی و دانشگاهیان مذهبی خوش فکر قرار می گیرند و در لایه پایین تر بچه های ارزشی در مساجد و محله ها که قابلیت انتقال پیام را دارند.
اگر این جریان سوم با محوریت روحانیون و دانشگاهیان در سنگر مساجد شکل بگیرد منتظر اتفاقات شگرفی در کشور باشید.
___
جمعه 31 خرداد 1392 08:22 ب.ظ
من نه پایداری رو میشناسم نه کس دیگه ای رو، تمام سعیم هم این بوده که صحبتهایی که علیه اونها زده شده بشنوم و بگذرم چون حرف اونها رو نشنیدم و اینجوری بنظرم یک طرفه قاضی رفتنه.
ولی یه چیزو خوب میدونم و اون اینه که قدیانی یهو گنده شد، یهو معروف شد، یهو شد نماینده حزب اللهی ها...

کسی که تا دیروز به قالیباف میگفت «آقای ساکت» و «فتنه گر»، چی شده که امروز «حاج باقر» «حاج باقر» میکنه، و از اون ور علامه مصباح رو که از تائیدات خاص و بی نظیر رهبری در مورد ایشون کم نشنیدیم، با وقاهت مورد شماتت قرار میده!!
یا قالیباف و علامه مصباح عوض شده اند (که نشدن)، یا قدیانی.

آقای قدیانی! مواظب باش با همون سرعتی که تو چشم حزب اللهی ها بالا رفتی، با همون سرعت از چشمشون نیافتی که اون موقع برای صغری کبری چیدن دیره.

بابت تحلیل خوب شما هم ممنون آقای مورچه ;)
قاسم زاده
جمعه 31 خرداد 1392 03:21 ب.ظ
این روزها به بهانه های واهی شخصیتی مورد تخریب قرار گرفته که امام خامنه ای در مورد ایشون، این صفات رو فرموده اند:

«شخصیت عزیز و عظیم‌القدر، فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب‌نظر در مسائل اساسی اسلام، دارای حرف رسا و منطق قوی و مستحکم، متکلم، مفسر، زمان‌شناس بصیر، بصیر به معنای حقیقی کلمه، همواره بر مدار حق، خیلی نادر بودن نظیر ایشان، وزنه‌ای برای اسلام و کشور، برجسته‌ی رجال علمی و چهره‌ی موجه عالم تشیع، برکت ماندگار حوزه‌ی علمیه‌ی قم، چهره‌ی موصوف و معروف به علم و عمل و جد و ابتکار، احاطه‌ی علمی و نکته‌دانی، و...»

یه سوال میپرسم وجدان خودتون رو قاضی کنید:
انصافاً، شخصیتی که آقا در موردشون اینجور صحبت میکنن، احتمال خطای بیشتری دارن یا شخصی مثل قدیانی که غوره نشده قصد مویز شدن داره؟
amirali
جمعه 31 خرداد 1392 11:57 ق.ظ
یه اشتباه تاریخی مااین بوده که در حق باهم اتحاد نداریم ولی اونوری ها تو كفرشون باهم متحدن
84 هم اصولگرایان 20 فرقه بودن ولی خدایی (نه) به هاشمی اینقدر بین مردم قوی بود که احمدی نژاد رفت پاستور
پس 84 اصولگرایان نمی تونن ادعا کنند دور هم متحد بودند
8سال تنش در دولت
کشمکش و ناسازگاری اصولگرایان در مجلس
و هزار راه نرفته و وعده بر زمین مانده باعث می شود 18میلیون مردم بنا به حکم عقل و شرع عبور کنند از این گرداب بی پایان درگیری
باشد که درس عبرت بزرگی شود برای آقایان پرادعا و کم عمل اصولگرا از هر حزب و جناح
والسلام
رضا
پنجشنبه 30 خرداد 1392 09:08 ب.ظ
آقایان خانمها چرا در گذشته گیر کرده اید و بی خیال این دعواها نمی شید.
الان باید چی کار کرد،همه مقصر هستند پس چرا طوری وانمود می کنید طرف مقابل خطاکار محضه
آقای قدیانی،آقای نمل،آقایون پایداری،والامقام های اصولگرایی بیایید بنشینید دور هم فکر چاره کنید
این شکلی 4سال بعد اوضاع خرابتره به خدا
از ما گفتن بودو از شما نشنفتن بود
من
پنجشنبه 30 خرداد 1392 07:48 ب.ظ
می دونید به چی فکر می کنم؟
به این هایی که تهمت زدن به قدیانی و گفتن که از قالیباف چیزی گرفته.یک درصد فکر کنید اگر حرفتون دروغ باشه و قدیانی طبق تشخیص خودش از قالیباف دفاع کرده باشه و هیچ نفع مالی در میان نباشه،جواب خدا رو چی می خواید بدید؟
لعنت بر دروغگو.حالا هر کی که می خواد باشه.
سعید
پنجشنبه 30 خرداد 1392 07:45 ب.ظ
برادر عزیز خدا حفظتون کنه . چقدر خوب با استدلالهای محکم مساله رو روشن کردید . خیلی به دلمون نشست . معلومه واقعا از ته قلب بود . در پناه خدا باشید
سرباز صفر
پنجشنبه 30 خرداد 1392 05:09 ب.ظ
به قالیباف هزار سال رأی نمی دهم چون عملکرد وی در قضایای کشور آنقدر خفیف و خنثی است که دیده نمی شود.تو سرش هم نمی زنیم.حد وی نهایت یک وزارتخانه است.ببینید حسین قدیان چطور نمک گیر قالیباف شده که اینطوری به همه می پره،خجالت خجالت خجالت
ناشناس
پنجشنبه 30 خرداد 1392 05:00 ب.ظ
قدیانی باید شرمنده شهدا و خون شهیدش باشد که در موقعیت حساس فعلی بلند شده این حرفها را برعلیه کسانی می زند که اگر نبودند ایشان امروز وجود نداشت.شعور سیاسی و اطلاعات مذهبی نباشد همین می شود.
علامه مطهری زمان است و تو هم فرزند مطهری
سعید
پنجشنبه 30 خرداد 1392 01:53 ب.ظ
بد نبود ولی ای کاش اسم میبردی مثلا ..... یا ..... در شهر.....یا ...... مگان سوار یا .....
پاسخ م.م خ : رفقا خواهش می کنم اسم کسی را نبرید،مجبور می شوم ویرایش کنم وچند نقطه بگذارم.بنده هم در جایگاهی نیست بخواهم اسم و یا مشخصات کسی را بیاورم.تحقیق کنید و بیشتر مطالعه کنید تا برای شناخت افراد و گروه ها بصورت شفاف مسائل نزد خودتان حل شود.
ضمنا خواهش می کنم نظراتتان در رابطه با موضوع باشد و به افراد نپردازید و یا خدایی نکرده حاوی توهین نباشد که از تأیید آنها معذورم.
با سپاس و تشکر از توجه شما
میرمحمد طالقانی
پنجشنبه 30 خرداد 1392 01:50 ب.ظ
سلام
من خودم در پایداری تهران برای مجلس نهم کمک کردم و اتفاقا خیلی از مسائلی که فرمودید باعث شد این دوره سراغ آنها نرم و به اندازه وسع خودم سینه به سینه ادای تکلیف کنم ، شما محترمانه به پایداری انتقاد کردی و صف آدمها را جدا کردی بابت این نوع نقد متشکرم و کاش همه اینطوری موضوع را می دیدند.
اما آقای قدیانی خجالت بکش
به سن و سواد خودت نگاه کن بعد دهنت را باز کن هرچی به ذهن معیوبت خطور کرد در مورد علما و بزرگان مطرح کن.دروغ و راست را مخلوط کردی فکر میکنی شدی افشاگر.
خدا آدم های کم ظرفیت رو اینطوری رسوا می کنه.
انشالله به راه راست برگردی آقازاده پرمدعا
از دوستان سابق ملانصرالدین
پنجشنبه 30 خرداد 1392 09:26 ق.ظ
از حسین قدیانی توقع نداشتیم همه گذشته خودش را به یک نوازش قالیباف بفروشد.تف بر زمانه
اما اندر حکایت برخی آقایان پایداری‌چی که خیلی زرنگ تشریف دارند:
روزی ملانصرالدین مرکبش را گم کرده بود
ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا مرکبت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟
ملانصرالدین گفت به خاطر اینکه همین صبح از آن آمدم پایین و خودم بر روی آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!
جهاد فرهنگی
پنجشنبه 30 خرداد 1392 12:39 ق.ظ
وای شمام کلید دارین که...
توجه نکرده بودم به عکس وبتون...
شمام آره؟
پاسخ م.م خ : دقت نفرمودید ما ذره بین داریم انتهاش کلیده ، تازه دنبال قفلش می گردیم اخوی
کلیددار کس دیگری است باقی فسانه است.
جهاد فرهنگی
پنجشنبه 30 خرداد 1392 12:38 ق.ظ
خدا رحم کنه...
واقعا گذر زمان با آدم چکارا که نمی کنه...
رضا یارمحمدخواه گشتی
چهارشنبه 29 خرداد 1392 11:09 ب.ظ
به نام الله - کاش شما اسامی اعضای مشکل دار جبهه ی پایداری را می گفتید ما که بین بزرگاشون چیز بدی ندیدیم اگر اسم ببرین و بگین تا ما هم پیگیری کنیم خیلی ممنون میشم پایداری شاید کامل نباشه اما خوب توش خیلیه از اون خوبایی که حداقلش اشرافی نیستن اما جناب قدیانی قبلا جوابشو دادم ایشان یا زیر بلیط رفتن یا نفهمی رو از فتنه گران یاد گرفتن ایشون هنوز نمی فهمن فرق بین علامه و بزرگان نظام را با افراد فاسدی مثل قالیباف که از بیت المال خرج می کنن آقا شما به ما بگین کسی که میلیاردها تومان خرج تبلیغات انتخابی برای خودشو دوستاش تو مجلس و شورا می کنه مصداق چیه تورو خدا بگین دیگه مصداق رزمنده ی جهادیه یا خونخوار ریش دار سپاس از سعه ی صدر شما.
http://www.eslamshieh.ir
پاسخ م.م خ : متقابلاً ممنون و متشکرم
جبهه پایداری با اهداف خیر و صحیحی تشکیل شد ولیکن در این 3ساله متأسفانه مواضع ضد و نقیضی مابین اعضا دیده شد که با اهداف اولیه سازگاری ندارد،نکته بعدی نگاه آنها به مسائل است که بسیار تنگ و با پیش داوری به اوضاع نگاه می کنند،همین باعث شده ریزش پایداری بیش از رویش آن باشد.انگ زدن و بداخلاقی باافسوس شده است افتخار میان برخی اعضا
از طرفی نفوذی های بسیاری در بدنه اجرایی پایداری خودشان را جا کرده اند که نمی شود تک تک آنها را نام برد.کسانی که در دولت احمدی نژاد پستهای حساس داشتند و اعتقادی راسخی هم به گفتمان انقلاب اسلامی ندارند ولی در یکی دو ماهه آخر یا بیرون آمدند یا شروع کردند تقصیرها را گردن دولت انداختن این درحالی است که این آقایان خودشان در رأس کارها بودند.برای مثال برخی افراد رده بالای دولت،مدیران استانداری ها و فرمانداری ها منتسب و نیروی پایداری بوده و هستند پس نمی توانند بگویند ما هیچ کاره بودیم.
اما مورد بعدی اینکه پایداری و همان نفراتی که گفتم از علاقه خالصانه و قلبی حزب الله به آیات عظامی چون حضرت آیت الله علامه مصباح و مرحوم آیت الله العظمی خوشوقت ناجوانمردانه برای مقاصد خودشان سوءاستفاده کردند،این درحالی است که این بزرگان هیچگاه به افراد و گروه ها نگاه مطلق نداشته و ندارند و فقط ناظر بر مصوبات شورای مرکزی پایداری بودند نه همه ارکان و اعمال و سلیقه های شخصی پایداری در استانها و شهرستانها،حالا آقایان بیایند کارنامه خودشان را ارائه دهند،چند بچه حزب اللهی در زمان تصدی اینها بر مناصب ، به سرکار رفت،چقدر دست رفقا را گرفتند،چقدر گره های کار مردم را بازکردند کردند چقدر غم خوار مشکلات حزب اللهی ها بودند یا نه اینکه فقط ستاد راه انداختند و کار کشیدند و چون خرشان از پل گذشت خداحافظ شما به تکلیف خود عمل کردید!این رویه پراشتباه باعث شده برخی گروه های رقیب پایداری که اتفاقاً علیه السلام هم نیستند از موقعیت بهتر استفاده کنند و در این انتخابات بکل پایداری را به گل نشاندند.لنکرانی که وارد نشد و آنها با اکراه پشت جلیلی آمدند و دست آخر شورای شهر را نیز با شکست سنگین از کف دادند.خودمان را که نمی توانیم گول بزنیم که همین آقایان خوش مغز سنگر به سنگر عقب نشستند و بعد قمپز در کردند ما به وظیفه خود عمل کردیم!کارنامه بدهند چطور عمل کردند.خروجی پایداری مناسب و دراندازه ادعاهای این عزیزان نیست.پس خودشان را مرکز عالم و عقل کل فرض نفرمایند.
در مرام و مسلک انقلاب اسلامی هرکس حدود شرعی را رعایت می کند و ملتزم به اطاعت از مقام عظمای ولایت است حزب اللهی است،نه اینکه،هرکس با گروه ما نبود برچسب بزنیم،این بزرگترین اشتباه و خیانت است به نظام و رهبری.
لب کلام طولانی شد، دایره را هرچه تنگتر کنیم دشمن می آید پشت خطوط ما نزدیکتر به مرکز می نشیند.مراقب باشیم چه می کنیم.
سرو قامتان
چهارشنبه 29 خرداد 1392 09:18 ب.ظ
دقیق همان چیزی که در معرفی وبلاگت گفته بودی مورچه کوچولو عمل کردی،از شما تشکر می کنم چون حق را گفتی و از کسی نترسیدی،پایداری اولش بانام گفتمان سازی اومد ولی بعد افتاد تو مصادیق و اینکه بیایم پستها رو بگیریم،این خلاف فلسفه وجودی این جریان است که موجب اختلاف و شکاف در اصولگرایی شد،اصولگرایان سنتی به نمایندگی ولایتی در این انتخابات هم بوضوح روشن کردند زیاد با گروه های اصلاح طلب فرق مبنایی ندارن و تنها شیوه اونها فرق میکنه نه فکرشون.
تکرار کنم سروده زیبای کاظم کاظمی رو:
اوّل حمد خدای قهّار کنم‌
دوّم نعت احمد مختار کنم‌
سوّم وصف حیدر کرّار کنم‌
چارم هجو مردم پَروار کنم‌
أین عمار
چهارشنبه 29 خرداد 1392 09:08 ب.ظ
خوب شریعتی عزیز. از جبهه پایداری یک عفریته ساختی و کار اصلی خودت رو که تخریب بود به نحو احسنت انجام دادی . کسی باید این حرفها رو بزنه که خودش علیه السلام باشه. ماکه بودیم و از باند بازی جنابعالی و دوستانتون در بسیج دانشجویی با بعضی از مدیران اون دوره خبر داریم. انگ زدنهای امثال گ و ط همراه با تحمل نکردن کوچکترین انتقاد از طرف مسئولین، وجود امثال آقای گ و استفاده از مقامشون و رسیدن به مدارج بالای علمی با همون مقامها، تنگ نظری های امثال دال و دعواهایی که هر روز بر سر مسئولیت بسیج در دانشگاههای مختلف توسط همین دوستان جهت تاثیر گذاری در این انتخاب انجام میشدو... کسی بیاد بگه که خودش امام زاده باشه. جنابعالی هم یک سری نظرات شاذ داشتین و دارین.فکر کردین تو رهپویان همه جهت خدمت به ایران اسلامی جمع شدن؟ دشمن فرضی ((جریان انحرافی)) رو کی ساخت و انداخت به جون اصولگرایان؟ اونها بد بودن ولی آگراندیسمان کردن امثال تو باعث شد که مردم یک غول به نظرشون بیاد و به رقیب گرایش پیدا کنن.بدگوییهای مکرر از احمدی نژاد که البته اشتباه هم داشت و ندید انگاری خدمات دلیل این کار بود عزیزم. برو و تا خودت رو اصلاح نکردی به بقیه انگ نزن
پاسخ م.م خ : بنده که منظور صحبتهای شما را نفهمیدم و اینکه روی سخن جنابعالی دقیقاً با کیست،پیام جنابعالی را به اختصار اسامی که بردید بدلیل عدم شناخت تأیید می کنم ، شاید رفقا بفمهمند یا خودتان توضیحی بفرمایید.
حسن قرجک
چهارشنبه 29 خرداد 1392 07:12 ب.ظ
جالب بود
jami
چهارشنبه 29 خرداد 1392 05:21 ب.ظ
قدیانی رو بدون اینکه رشد بدن گندش کردن و شده اینی که به همه گستاخی میکنه
این تذهبون
خجسته
چهارشنبه 29 خرداد 1392 05:14 ب.ظ
زیبا،عالی،مستند
علی
چهارشنبه 29 خرداد 1392 04:35 ب.ظ
سلام
عجب مطلبی نوشتی،آفرین ولی زیادی پایداری رو کوبیدی
درود به شرفت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب