تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - چرا باید هاشمی و مشایی رد صلاحیت می شدند؟
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

چرا باید هاشمی و مشایی رد صلاحیت می شدند؟

نویسنده :م.م خ
تاریخ:سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-10:50 ب.ظ

دیگر امروز مشخص شد چه کسانی با احراز صلاحیت شورای نگهبان وارد گود انتخابات ریاست جمهوری می شوند ولی حاشیه این خبر که بیش از همه مورد توجه قرار گرفت نه درمورد اسامی تأیید صلاحیت شده ها بلکه اسامی دونفر از ردصلاحیت شده ها بود.

بله آقایان اکبر هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی دو چهره خبرساز این ماه ها و هفته های اخیر با عدم احراز صلاحیت توسط شورای نگهبان خبرساز شدند.

 


گرچه تعداد زیادی از چهره های اصولگرا و اصلاح طلب رد صلاحیت شدند ولی نام این دوتن بیش از همه مورد توجه قرار گرفت ،آنجا که حامیان ایشان طی روزهای اخیر با اطمینان خاطر ، از تأیید صلاحیت آنها گفتند و با فشاری سنگین بر نهاد نظارتی شورای نگهبان انتظاری جز آن نداشتند و ستادها برپا کردند و مهمتر ازهمه خط و نشان کشیدند!

جدایی از داستان سرایی که همینک و طی روزهای آینده در مورد انتخابات آزاد و حضور تمامی سلیقه ها بهم بافته می شود الحق و والانصاف شورای نگهبان نشان داد حافظ منافع مردم و انقلاب شکوهمند اسلامی است و هیچگونه مصلحت اندیشی و سیاست بازی در این رابطه را برنمی تابد.

مطمئناً  افرادی-که دستشان را مردم خوب خوانده اند- از فردا با صغری و کبری چینی درصدد برخواهند آمد اقدام شورای نگهبان را برضد منافع ملی نشان دهند و فریاد وامصیبتا  سردهند که چه نشسته اید مملکت در بحران فرور رفت و چه و چه ، ولی با عرض احترام باید گفت اشتباه می کنید آقایان، مردم هوشیارند و درک می کنند، اتفاقاً می بایست طبق قانون این نفرات و بخصوص هاشمی و مشایی ردصلاحیت می شدند و  در صورت تأیید آنها باید به شورای نگهبان خرده می گرفتیم ،زیرا:

1-جناب آقای هاشمی رفسنجانی از سال 84 با گفتار و اعمال خود در صدد تضعیف دولت و ایضاً در ادامه آن نظام برآمد و در بزنگاه 88 نیز با نوشتن نامه ای مشکوک و دور از ادب به رهبر انقلاب نوید بخش 8ماه آشوب خیابانی در پایتخت شد و طی این مدت نیز با هرسخنرانی و اظهار نظری نه تنها التیامی بر زخمها نشد که طعنه و کنایه ای نمکین بود بر جراحات وارد آمده توسط فتنه گران مورد حمایت غرب و دشمنان منطقه ای ایران!

2- فرزندان جناب آقای هاشمی رفسنجانی با سوء استفاده از موقعیت ممتاز گذشته وی بارها و طی سالهای متمادی انواع و اقسام جرایم اعم از مالی و امنیتی و سیاسی را مرتکب شده اند که پرونده های آن یا مفتوح است و یا قرار مجرمیت صادر شده و اینبار نیز با شیوه تحت فشار قرار دادن نظام از طریق کاندیداتوری پدر می خواستند ضمن امتیازگیری، مخالفان و مجریان قانون را در منگنه مصلحتی قرار دهند که خود سناریو آنرا ترتیب داده اند و باعث فراموشی جرایم بزرگشان شوند،تا اینجا فرزندان ایشان مقصرند و دخلی به آقای اکبر هاشمی ندارد ولیکن وقتی می بینیم وی بعنوان یک بازیگر به سناریو خانوادگی وارد می شود و بی هیچ اظهار تأسف و ندامتی از جرایم آنها پیدا و پنهان دفاع تمام قد می کند این حرکت توسط مردم و مسئولین قابل چشم پوشی نیست.

3-هاشمی رفسنجانی در سخنرانی ها و نوشته های خود بارها گفته انقلاب را از آن خودش می داند و یا به تعبیری فرزند خود می داند،این احساس مالکیت حتی در خانواده وی نیز وجود دارد و باعث شده جرأت اینرا به خود بدهند که بی هیچ نگرانی از تعقیب و تعزیر، هر عمل خودسرانه و غیرقانونی را مرتکب شوند و هر انتقاد و مخالفتی بر ضد خودشان را به پای  مخالفت با امام(ره) و نظام بگذارند(!) و بعد در مقام وکیل مدافع انقلاب مخالفان را محاکمه و سرزنش کنند!

4-بدون در نظر گرفتند شکست دولت  هاشمی در دوران سازندگی به لحاظ کارنامه اقتصادی،فرهنگی و سیاسی و آنهم بدون وجود تحریم هایی مانند آنچه امروز شاهدیم،هاشمی در آستانه 80سالگی توانایی لازم را به لحاظ اجرایی برای اداره کشور ندارد و جسته و گریخته از لابه لای اخبار شنیدیم که حتی حامیان وی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی اش با این پاسخ مواجه شدند که فقط اسم هاشمی رفسنجانی است و باقی کارها را کسان دیگری می کنند(!؟) آیا شورای نگهبان می توانست این ریسک را بکند که اطرافیان هاشمی زمام امور کشور را بدست بگیرند؟

5-از سالهای ابتدای انقلاب تا به امروز که وارد چهارمین دهه از انقلاب شده ایم هاشمی رفسنجانی و تیم وی با انحصارگرایی در هر انتخاباتی دخالت مستقیم می کنند و همواره نام او بعنوان اهرم فشاری بر نامزدهای جریان مقابل مطرح می شده تا امتیاز بگیرند و اتفاقاً در دولت خاتمی بوضوح دیده شد که چگونه سهم کارگزاران و طیف متبوع وی را کنار گذاشتند و در دولت احمدی نژاد هم  برخلاف آنچه نشان دادند تا حدودی به همان شکل شد و درقالب حلقه انحرافی و سپردن پستهای کلیدی کشور به همان تیم های هاشمی و خاتمی خودش را بروز داد،جالب بود نه ؟ویترین احمدی نژاد و بنام اصولگرایی ولی در لایه مدیران ارشد و میانی وفاداران به افکار سازندگی و اصلاحات بکارگیری شدند و در دولت دهم و بویژه 2ساله آخر این تقسیم کار به اوج خود رسید!؟

6-رحیم مشایی به هزار و یک دلیل ریز و درشت اعم از رجل سیاسی و مذهبی نبودن ،وجود افکار التقاطی و عجیب و غریب ،به بیراهه کشیدن دولت دهم و حاشیه سازی های بی مورد در داخل و خارج کشور و وجود شائبه جرایم مختلف اقتصادی و امنیتی بر ضد وی نمی بایست تأیید می شد چون این باب اشتباه تا آخر باز می ماند که دولتها با فشار بر شورای نگهبان برای نامزدهای مورد نظر خود در انتخابات  ، تأییدیه بخرند و آقازاده ها و باند قدرت و ثروت نیز با شیوه های دیگر برای کشور هزینه درست کنند و نهادهای نظارتی را بی خاصیت جلوه دهند.

درآخر بازهم می گویم اقدام شجاعانه و کاملاً مبتنی بر قانون شورای نگهبان مایه مباهات و خوشحالی است و اینکه گروه ها و جناح ها نمی توانند با فشار رسانه ای و جو سازی ابتکار عمل را از نهادهای نظارتی بگیرند موجب اطمینان خاطر همه دلسوزان کشور است.

گرچه زمزمه هایی بر اصرار این نفرات برای توسل به مقام معظم رهبری شنیده می شود و حکم ولایی ایشان قطعاً و برای همه سمعاً و طاعتا است و حتماً منافاتی با حرکت قانونی شورای نگهبان ندارد ولیکن مطمئنیم هاشمی  رفسنجانی و یا شاید مشایی بفرض حضور در انتخابات، توسط مردم برای همیشه ردصلاحیت  می شوند.


امام خمینی(ره): از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند.توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم . باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی ازاین کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام. (صحیفه امام ج 17ص441)




نوع مطلب : تحلیل، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
صادق
پنجشنبه 2 خرداد 1392 04:39 ب.ظ
همه این صحبتها تهمت و افترا بود.سندش کو؟
مگر شما می دانید برای چی هاشمی ردصلاحیت شده؟
وقتی هاشمی در کنار امام(ره) و رهبری بود شما کجا بودید؟
دروغ نگید.باهمین حرفا 88 مردم رو بدبخت کردید
پاسخ م.م خ : از عنایت شما متشکرم...
اگر می شد اشاره می فرمودید کجای نوشته تهمت و افترا بوده بهتر می توانستم پاسخ شما را دهم.
میزان حال فعلی افراد است و سابقه نمی تواند ملاک اصلی باشد،چه بسا در متون دینی و تاریخی بارها در اینباره خوانده ایم.
دروغ هم نفرمودید کجای مطلب بود،این سخنان شما جناب آقای "صادق"! بیشتر مصداق تهمت و افرا است.در سال 88 نیز فکر کنم مردم بخوبی صلاح خود را تشخیص دادند و اتفاقاً حاشیه سازی و عدم تمکین برخی افراد موجب رکود و کدورت در کشور شد؛چه کسانی به غرب سیگنال دادند تا ایران تحریم همه جانبه شود،آیا آقای هاشمی و یاران ایشان و بویژه خاتمی و حامیانش یک مورد تنها یک مورد موضع گیری برضد رفقای سابق خود دارند که هر روزه در شبکه های بیگانه برضد ایران و ایرانی سخن پراکنی می کنند و فشار و تحریم علیه ملت ما آنها را به وجد می آورد...یک مورد موضع گیری برعلیه سران غربی و صیهونیستی طی این 4سال داشته اند یا نشسته اند و مدام مسئولین وقت را محکوم می کنند و تجویز اعتراض ...
برادر عزیز کدام کشور را سراغ دارید به مخالفان خود که انواع و اقسام اقدامات را برعلیه اش مرکتب شده اند اجازه دهد در انتخابات آزادانه شرکت کنند.آمریکا با آن ادعای دمکراسی تنها کسانی که لیبرالیسم و آمریکا را صددرصد قبول دارند اجازه رقابت می یابند.سرتان را درد نمی آورم،چشمهایتان را باز کنید.منصف باشید.
رضا ذولفقاری
چهارشنبه 1 خرداد 1392 08:22 ب.ظ
مورچه کوچولو از روشن گری های تو اگاه می شویم.ممنون از بصیرت شما
ناشناس
چهارشنبه 1 خرداد 1392 04:49 ب.ظ
رای من تقریبا هاشمی بود ولی پس از خواندن مطلب شما قانع شدم ردصلاحیت وی طبق نظر حاکمیت منطقی بنظر می رسد به درست یا اشتباه بودن این تصمیم کاری ندارم ولی هر حکومتی بود اجازه حضور مخالفانش را تا این سطح نمی داد.
دعا می کنم رهبری هاشمی را به چارچوب نظام برگرداند.
اسم مشایی را کنار هاشمی گذاشتن توسط شما اشتباه است چون نه سابقه نه نگاه آنها به هم نمی خورد و بزرگ کردن الکی مشایی است
عمارنامه
چهارشنبه 1 خرداد 1392 04:08 ب.ظ
سلام و درود؛
دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
http://naml.mihanblog.com/post/38
ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
موفق و پیروز باشید .
http://ammarname.ir -- info@ammarname.ir
یا علی
شمس
چهارشنبه 1 خرداد 1392 02:17 ب.ظ
امثال علی مطهری و توکلی و باهنر و لاریجانی چطور ادعای اصولگرایی دارن بعد برای هاشمی سینه چاک می کنن.تناقض در رفتار این آقایان زیاد است.
madhi
چهارشنبه 1 خرداد 1392 08:02 ق.ظ
سلام.
به نکات خوبی اشاره کردید ولی اضافه کنید که مشایی و امثالهم که امروز می گویند به ولی فقیه پناه می بریم قبل از این اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند و می گفتند زیر نظر امام زمان عج هستند.
هاشمی هم که خودش را یک پا ولی فقیه می داند نعوذبالله
درود بر شورای نگهبان درود بر جنتی
وفایی
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:52 ق.ظ
آفرین دلاور
عجب خوب زدی به هدف
خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب