تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - تحلیلی مصداقی از صف بندی های انتخابات ریاست جمهوری
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

تحلیلی مصداقی از صف بندی های انتخابات ریاست جمهوری

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-06:01 ب.ظ

در نوشته قبل گفتمان های غالب پیش رو را بررسی کردم.

در این مدت رفقا لطف داشتند و تعاریفی نمودند که لایق آن نیستم،از طرفی چند تن از دوستان بوسیله پست الکترونیک درخواست داشتند که شفاف تر صحنه را تشریح کنم که بنده آنها را به مطلب بعدی وبلاگم(یعنی متن حاضر)ارجاع دادم.در این مطلب وارد مصادیق شده ام(خیلی به خودم جرأت دادم).تأخیر در ارائه مطلب را بربنده ببخشایید.

افسران - تحلیلی مصداقی از صف بندی های انتخابات ریاست جمهوری

جبهه پایداری:

تا اینجای کار جبهه پایداری توانسته بیشتر از باقی گروه ها تکلیف خودش را مشخص کند.این جریان به دلیل انتسابی که به علامه مصباح دارد به لحاظ عقبه تئوریک و گفتمانی مشکل زیادی برای تبیین اهداف و نظراتش احساس نمی کند از سوی دیگر وجود ایشان به جبهه پایداری شناسنامه و وجهه‌ای می دهد که نتوانیم براحتی از اسم پایداری بگذریم.اکنون آنها با گزینه لنکرانی به میدان آمده اند،اما نکته ای که در این میان آزار دهنده است نوسانات سینوسی اعضای کادر پایداری است که به شخصه نسبت به مواضع آنها هنوز دلم صاف نیست.

همانطور که عرض کردم وجود مبارک علامه مصباح می تواند یک شاخصه با درجه بالا برای اقبال به نوع گفتمان یک جریان در میان متدینین جامعه باشد ، ولیکن وقتی به بدنه اجرایی پایداری وارد می شوی با صداسف آن گفتمان غنی به گونه ای تعدیل می شود که حتی در میان برخی نفرات به پادگفتمان پایداری تنزل مرتبه پیدا می کند!

این نظرات رک بنده شاید به کام برخی رفقای صمیمی و نزدیک تلخ باشد ولی باید پذیرفت پایداری ها هنوز نتوانسته اند تیمی منسجم و همگن در سطح کشور دست و پا کنند و شاید جوانی این جریان باعث شده افراد فرصت طلب خود را به آنها بچسباند و نیاز به تصفیه میان پایداری ها واجب به نظر می رسد.نفرات ایشان در استانها و شهرستانها معمولاً توانایی اغنای جامعه را و همین طور وجهه لازم برای نمایندگی مباحث عظیمی که مطرح می شود ندارند، در واقع بار معرفتی این گفتمان یک تنه بردوش حضرت آیت الله مصباح و یاران حلقه اول و دوم ایشان در موسسه امام خمینی(ره) است که با فاصله گرفتن از این کانون می بینیم تفاوت در میان شعار و عمل باقی اعضا بصورتی گل درشت در ذوق آدم می زند(!) ،حضور برخی نفرات که بارها در مورد مسئله دار بودن آنها بحث های جدی صورت گرفته است در رأس شورای مرکزی پایداری و همچنین ستادهای استانی و شهرستانی و نامزدهای شورای شهری که به گوش می رسد می خواهند درلیست آنها شرکت کنند واقعاً دلسرد کننده است.اگر حتی این حرفها تهمت و افتراء  باشد آنقدر متواتر شده که در اصل جریان ممکن است تشکیک ایجاد کند ؛ پس نباید یک سری افراد این جریان مکتبی را قربانی حضور خود کنند، یعنی همان کاری که جریان نفوذی با دولت کرد؛ اگر قصد خدمت است شاید این بزرگترین خدمت آنها به پایداری باشد که کنار بروند.همین عوامل باعث شد در مجلس نیز جبهه پایداری و نگاه خاص همیشه ما درست می گوییم آنچنان موفق ظاهر نشود و اکثریت نمایندگان شهرستانی بسوی جناح مقابل جذب شدند.

هیچگاه نگاه لیستی به انتخابات ندارم و این أمر در مورد پایداری هم صدق می کند. همواره سعی  کرده ام بصورت تک به تک به گزینش افراد از جریانات مختلف بپردازم و هیچ لیستی بدون تحقیق مورد وثوق نیست.

اما گزینه این جریان یعنی آقای لنکرانی با شناختی که دارم از رویش های انقلاب ، جوانی متدین،ولایتمدار ،متخصص و کوشا است که خاطرات شرینی را از دوران وزارتش در حافظه داریم و اکنون یکی از نفرات اصلی است که شعار عدالت می دهد،اینکه چه میزان وی در این راه موفق می شود بستگی به روزهای آینده و عملکرد وی و تیم انتخاباتی اش دارد و تأیید ضمنی علامه در مورد شخص لنکرانی تأمل را در مورد او واجب می کند، اما این جمله علامه را نیز نباید فراموش کرد که فرمودند:" اگر فردی بهتر از گزینه پایداری یافتید واجب است به او رای بدهید " و این نگاه تکلیف مدارانه ایشان نسبت به اوضاع کلان کشور را نشان می دهد،درست برخلاف بسیاری از آقایان در خود پایداری و جریانات دیگر که نظر خود را حجت شرعی برای عموم می دانند! همین ریزه کاری هاست که آیت الله مصباح را برجسته و مطهری زمان می کند که حزب الله در هرکجا خود را شاگرد وی می داند.کلاً نمی توان آیت الله مصباح را متعلق به جریان و گروهی خاص دانست.

**************

ائتلاف 2+1(پیشرفت)

در ائتلاف 2+1 تناقضات به حدی بالاست که آدم جز سردرگمی چاره ای ندارد.دکتر ولایتی،دکتر حداد عادل و قالیباف عناصر این ائتلاف را تشکیل می دهند.ذاتاً ائتلاف در سیاست ایران چیز خوشایندی است که معمولاً عاقبتهای ناخوشایندی دارد؟!

بنده که طی این سالها و ائتلاف های ریز و درشتی که صورت گرفته است هیچگاه نه در جریان اصولگرا و نه در جریان اصلاح طلب ندیده ام رضایت برقرار شود و اهداف به آن شکل مطلوبی که اول تصویر می شد به سرانجام رسیده باشد.درست یا نادرست مردم کشور هم به ائتلاف ها رأی نمی دهند بلکه برداشت آنها در مورد نوع گفتمان نامزدها رأی می آورد.نمونه بارز آن انتخابات سال 84 بود که مردم از نام ها و ائتلاف ها عبور کردند و به احمدی نژاد گمنام ولی با المانهای گفتمانی قوی که کشش ایجاد می کرد رأی دادند.

اما نکاتی در مورد نفرات ائتلاف 2+1 است که باعث می شود اینجا نیز توقف طولانی داشته باشیم.

دکتر علی اکبر ولایتی از آن چهره های شاخص بعد از انقلاب است که نمی توان نقش او را در بسیاری از معادلات کلان سیاسی کشور نادیده گرفت،به هرحال گزینه اول مورد نظر مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان برای تصدی پست نخست وزیری حتماً ولایتی را حائز ویژگی هایی می کند که در شرایط حساس و بحرانی سالهای ابتدایی انقلاب شایسته این توجه است.هرچند دکتر ولایتی توسط مجلس آن زمان با دخالت مجاهدین(منافقین) و طیفی که بعدها به روحانیون مبارز مشهور شد نتوانست به این جایگاه برسد ولیکن رهبری را در آن زمان متقاعد نکرد که از ایشان در کابینه استفاده نکنند و سکان سیاست خارجی کشور را دردست گرفتند.

نقش ولایتی در دوران پس از جنگ و سازندگی نیز بعنوان وزیر امور خارجه پر رنگ است و در دوران اصلاحات بعنوان مشاور ارشد مقام معظم رهبری  در امور بین الملل نقشی موثر در جهت کاهش خطرات سیاست سازش دوم خرداد ایفا کردند.در دولت های احمدی نژاد نیز گرچه ولایتی پستی رسمی نداشت ولیکن بدلیل اینکه چهره ای بین المللی و محبوب در میان کشورهای اسلامی است همواره در جهت ارتقاء جایگاه ایران اسلامی کوشش کرده است و در حوادث پس از بیداری اسلامی در منطقه این نقش بروز و ظهور بیشتری پیدا کرد.مخصوصاً سلسله جلسات بیداری اسلامی و روابط ایران با برخی کشورهای منطقه که در آنها انقلاب صورت گرفته بود. کلا در تعاملات خارجی ولایتی به مردمی محکم و منطقی که معتمد رهبری است و تاکنون حرکات احساسی از او دیده نشده است معروف می باشد.

اما تعاملات سیاسی داخل کشور از او مردی میانه رو در ذهن می سازد ، آنجا که در درگیری های سیاسی کشور بهیچ‌وجه شرکت نمی کند و موضع گیری هایش بیشتر به سمت آرامش است.

ولایتی جزء معدود نفراتی در دنیای سیاست ایران است که همه جناح‌های اعم از چپ و راست نگاه ویژه به او دارند و اگر نگوییم کلاً مثبت نگاهش می کنند حداقل تنش جدی با او ندارند.این هم خوب است و هم بد!

آنجایی خوب است که درصورت رأی آوری او روزهای آرامی را می توان برای سیاست کشور پیش بینی کرد و بد است چون تا اینجا معلوم نیست که قرار است تعامل وی با گروه های دیگر بویژه کسانی که در فتنه 88 نقش داشتند چگونه باشد،هرچند عملکرد او در فتنه 88 و حوادث قبلی 78 نمره عالی می گیرد ولی ارادت وی به افرادی خاص کمی آدم را نگران می کند که اگر بیشتر شفاف سازی کنند آنهم بزعم بنده برطرف شود.

نکته دیگر آنست که با توجه به روحیه و عملکرد گذشته او ، آیا ولایتی می تواند حلقه های بسته مدیریتی کشور را باز کند و چرخش استعدادها را پیگیر باشد.معمولاً افراد میانه رو محافظه کار می شوند و از افراد محدودی در تیم های تصمیم گیری و حتی اجرایی کشور استفاده می کنند.یکی از محسنات احمدی نژاد این بود که وی حلقه مدیریتی 20 ساله حاکم بر کشور را شکست ولی آنجا دچار اشتباه شد که شایستگی و لیاقت افراد را بر سپردن پست ها رفته رفته به دوری و نزدیکی به خودش دید و سنجید و همین باعث بوجود آمدن حلقه ای جدید از آدم های ناکارامد در رأس دولت شد!

به هرحال در زمان  احمدی نژاد مدیریت کشور حداقل در سطح استانها و شهرستانها تکان های جدی خورد و جدای از اشکالات اساسی که به نحوه گزینش و عزل و نصب های وی دارم ، معتقدم به نسبت دولتهای گذشته تاحدود زیادی به جوان‌ترها اعتماد کرد و نتیجه آن پرکاری و پویایی بی سابقه در بدنه مدیریت میانی و لایه های پایینی اجرایی کشور بود که ثمرات زیادی داشت،این مورد نیز باید توسط ولایتی توضیح جدی داده شود.

مورد بعدی سن و سال ولایتی است که ممکن است قدرت تحرک انفجاری مانند آنچه در دولت‌های نهم و دهم را شاهد بودیم تکرار نکند. جنبش و جوش احمدی نژاد به اذعان دوست و دشمن در میان مدیران کشور کم سابقه است.رئیس جمهوری بعدی نمی تواند به سفرهای استانی نرود و پرکاری او را تکرار نکند چون  مردم در استانها منتظر رئیس جمهور و هیأت دولت در شهرهای خود هستند نه در پایتخت ،البته شاید پختگی و فن مدیریت بتواند این کمبود احتمالی را نیز به شیوه هایی جبران کند. ولایتی با شعار پیشرفت و پیگیری عدالت وارد عرصه انتخابات شده است.

اما دکتر غلامعلی حداد عادل از آن چهره های محبوب فرهنگی کشور است که خدمات بسیاری را در این عرصه انجام داده است.اتفاقات آخر مجلس هفتم تاحدودی برای او در مجلس هشتم و نهم گران تمام شد و ریاست مجلس را از دست داد.به هرصورت براساس شواهد ، گویا ایشان از کمترین بخت برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری در میان اعضای ائتلاف 2+1 برخوردار است.

محمد باقر قالیباف پاشنه آشیل ائتلاف 2+1 است،آنجا که وی سابقه و اعتبار سیاسی 2 نفر دیگر را ندارد و از طرفی 8 سال نام او بعنوان نامزد جدی بعد از دوران احمدی نژاد است مطرح است و خودش و یارانش به شدت در زمینه شرکت در انتخابات طی این سالها فعال بوده اند.حال قالیباف آمده و خودش را در چارچوب ائتلاف قرار داده است.فارغ از اینکه ملاک نظرسنجی چقدر می تواند برای انتخاب گزینه اصلح میان این سه تن قابل پذیرش و اعتنا باشد ، سیگنال هایی که اطرافیان وی از خود ساطع می کنند و لمس ستادهای گسترده ای که برای وی در سطح کشور تدارک دیده شده است  برای بنده این تصور را ایجاد کرده است که قالیباف حتی اگر در نظرسنجی یا هر سازوکار دیگری هم از ائتلاف 2+1 بیرون نیاید ،خودش مستقل وارد انتخابات می شود،البته این تصور یک خلف هم دارد که در سطور بعدی توضیح می دهم.اگر قالیباف مستقل به انتخابات ورود کند مخالف توافق اولیه ائتلاف 2+1 است و مطمئناً شخص قالیباف نمی خواهد کار به اینجا بکشد ولی یک پارامتر مهم در تصمیم گیری افراد ،اطرافیان وی هستند.حامیان و اعضای ستادهای او ماه‌هاست که تشکیل شده و آنها به همین راحتی نمی گذارند وی به نفع یکی از دو نفر دیگر کنار برود.

اما خلف مسئله حضور وی بصورت مستقل در انتخابات ، آلرژی شدید دولتی ها به قالیباف است(!) که دردسرهایی برای وی پدید آورده و روزبه روز بیشتر می شود. افشاگری در مورد قالیباف و اطرافیانش توسط تیم دولت ترس همیشگی و دغدغه اطاق فکر اوست که شاید در نهایت یکی از دلایلی که منجر شود وی کنار برود همین باشد، البته شاید.

قالیباف بعنوان رزمنده سابق در رأس قرارگاه خاتم،نیروی انتظامی و فعلاً هم شهرداری از حق نگذریم خدمات قابل توجه و درخوری ارائه کرده است ولی مشکل بزرگ قالیباف به نظر بنده اینست که نگاه وی به خیلی از موارد "نتیجه گرا به هر قیمتی" است که باعث نارضایتی می شود و در واقع زیاد گفتمان و بینش او را نمی شود تفسیر کرد که آیا یک اصولگرای واقعی است یا اصلاح طلبی جویای نام؟! همین تناقض در گفتار و اعمال وی باعث می شود اعتماد بدنه سیاسی کشور در هردو سمت (یعنی متدین سیاسی و سکولار سیاسی) به او خیلی کم باشد.روزی می گوید من تنکوکراتم و روزی ابراز می کند من تکلیف گرا هستم(!) روزی می گوید من اگر نظرم مخالف رهبری بود ایشان را قانع می کنم و بعد  می گوید سرباز ولایتم(!)روزی در مورد فتنه گران سخنان دوپهلو می گوید و روزی آنها را به شدت نفی می کند(!)روزی موافق هاشمی است و روزی ... به هرحال او را سیاسی نمی دانم ولی حتماً یکی از قوی ترین مدیران اجرایی کشور است که حداقل برای این دوره هم نمی شود برای ریاست جمهوری به او اعتماد کرد،چرا که تکلیفش با خودش هنوز مشخص نیست و دلیلی ندارد جز اینکه یک عقبه عقیدتی،معرفتی محکم برای او وجود ندارد که در لایه های اجتماعی گفتمان را پدید می آورد و همین أمر باعث شد در سال 84 رأی نیاورد و در انتخابات مجلس 90 نیز حامیان وی توفیقی کسب نکنند و در صورت شرکت مجدد در سال 92 بزعم حقیر بخت او در کشمکش ها و تلاطم های سخت روزهای تبلیغات  پایین بنظر می آید،حتی اگر در برخی نظر سنجی این روزها جزء 5 نفر اول باشد.


**************

ائتلاف 5 نفره یا ائتلاف اکثریت اصولگرایان به نظرم اصلاً محلی از اعراب در این انتخابات ندارند.-چه رک و راست- جسارتی نشود آدم های شریفی در ائتلاف گرد آمده اند ولیکن آنها با پوزش دنبال سهمی سیاسی در آینده کشور هستند و قصدشان بنظر تصدی صندلی  پاستور نیست.نهایت کاری که آنها می کنند داغ کردن تنور انتخابات و کنار رفتن به نفع یکی از نامزدهاست که بیشتر بنظر می رسد خارج از ائتلاف 5 نفره  باشد.


**************

دولتی ها در این انتخابات به نظرم اینها هم توفیقی ندارند حتی باحضور مشائی. مشائی هراسی در انتخابات پروژه ای است که برای ادامه انحراف از مورد اصلی یعنی آنسوی جریان انتخابات و میان اردوگاه اصلاحات کلید خورده است.

 بفرض حضور مشایی بیش از 3یا 4 میلیون رأی نمی توان برای‌شان متصور بود.عقبه فکری و عقیدتی دولت با خطاهایی که انجام داده‌اند از بین رفت و اکنون در میان حامیان پروپاقرص اعتقادی دیروز احمدی نژاد گفتمان آیت اله مصباح و شاید جبهه پایداری اقبال بیشتری دارد و بدنه اکثریت طرفدار او نیز به گزینه ای غیر از دولت فکر می کنند.سیاست دولت در براه انداختن لشکر یارانه ای و سهام عدالتی نیز به بن بست می خورد،چون یارانه ها سیاست کلی نظام است که در مجلس تصویب شده و دولت های بعدی نیز موظف به اجرای آن هستند و جالب است اکثر کاندیدا نیز از همین حربه می خواهند استفاده کنند، هرچند ممکن است روشهایشان فرق کند ولیکن با قول‌هایی که خواهند داد لشکر یارانه ای موهوم دولت دود می شود.وزن کشی های این روزهای دولت برای تیم خودشان هم ناامید کننده است.

متأسفانه سیاستمداران ما چون به آخر خط می رسند شأن مردم باهوش و بابصیرت ایران را در حد پرداخت یارانه و غیره پایین می آورند و شعور سیاسی توده ها را هیچ می انگارند.نمونه اش قول 50هزار تومانی کروبی و 80هزار تومانی هاشمی در انتخابات 84،راهی که به اشتباه دولت هم دارد تکرار می کند.

نکته مهم دیگر اینکه تیم دولت در مهار تورم مخصوصاً از ابتدای سال 90 بسیار متزلزل و بی برنامه عمل کرده که عاقبتش تورم چند ده درصدی و رکود در تولید و فشار کمرشکن به اقشار متوسط و ضعیف بوده است و این تلخ کامی حتی با شعار یارانه 250 هزار تومانی از ذهن مردم حتی بقول خودشان دهک های پایین جامعه پاک نمی شود.شعار عدالت و پیشرفت دیگر مخصوص دولت نیست و ژست رسیدن به سعادت با هدایت انسان کامل (که هنوز مشخصاً اعلام نشده کدام انسان کامل را می فرمایند) تبدیل به یک خرده گفتمان دستمالی شده رو به زوال است که بجای کشش بیشتر مورد تمسخر قرار می گیرد.

به هرحال تاکتیک مظلوم نمایی و اینکه نگذاشتند کار کنیم در نهایت به ضرر نامزد دولتی ها تمام می شود و این تصور از همین حالا در میان مردم پیش آمده که خُب اگر شما را نگذاشتند کار کنید نفر مورد نظر شما را هم نمی گذارند کار کند و آیا باید 4سال دیگر به گزینه شما رأی بدهیم و این شهرآشوب را تحمل کنیم؟به چه دلیل و به چه قیمتی؟

از گزینه های زیادی در میان دولتی ها یاد می شود ولی هرکدام هم بیآیند اقبال عمومی آنچنانی ندارند و نخواهند داشت.


**************

اصلاح طلبان دچار شکاف عمیقی هستند.خاتمی و یارانش می دانند که نمی توانند حتی با ژست اپوزوسیون وارد انتخابات شوند. شما عقب نشینی آنها را از سال 88 تا اینجا ببینید.بنظر من اصلاحات همانطور که مقابل غربی‌ها خیلی سریع وا می داد در مقابل قاطعیت نظام هم وا داده است.آیا واقعاً بعنوان یک مخالف حاکمیت هم می شود به اصلاح طلبان اعتماد کرد،آنچه  بارها در سایتها و وبلاگهای خودشان اعتراف کردند سست عنصر بودن نفرات اصلاحات است.سال 88 بعد از انتخابات ، سران اصلاحات بفکر تغییر همه جانبه ارکان نظام یا بقول معروف براندازی بودند،درسال 89 حرف از تحریم نظام و انتخابات زدند.در سال 90 گفتند نظام باید از ما عذرخواهی کند و میرحسین و کروبی رفع حصر  و زندانیان سیاسی -بخوانید آشوبگران و براندازان تحت تأدیب- آزاد شوند تا در انتخابات شرکت کنیم و بعد که دیدند نظام اعتنایی به آنها ندارد یک لیست دست و پا شکسته از سوی جریانات دسته دوم و سوم حامی اصلاحات داده شد و اتفاقاً شکست سختی هم خوردند و جالب اینکه خاتمی و برخی ها که ناراضیان اصلی بودند بی سروصدا پای صندوق های رأی حاضر شدند. اینست استقامت اصلاحات...البته خودشان تعبیر به سیاست می کنند!

پیام انتخابات 90 مجلس برای غربیها نیز روشن بود،بدون اصلاحات مردم حضور بیش از 60درصدی در انتخابات داشتند ،استانداردی که معمولاً در انتخابات مجلس ایران اتفاق می افتد و کارشناسان و تحلیل گران غربی پیش بینی می کنند انتخابات 92 ریاست جمهوری حضور بیش از 70درصدی مردم ایران پای صندوق های رأی را داشته باشد.

در انتخابات 92 اصلاحات درگیر نزاع داخلی است.اسامی مختلفی با سلایق متضاد جزء نامزدهای مطرح آنهاست که هیچکدام جذابیت های حداقلی فردی مثل خاتمی را هم ندارند.برادر بزرگتر اصلاحات یعنی طیف طرفدار هاشمی و کارگزاران نیز نتوانسته اند به جمع بندی جامعی برسند.آنها حسن روحانی را بطور جدی مطرح می کنند و از طرفی بر طبل آمدن هاشمی می کوبند و نگاهی به گزینه های دیگر دارند(!) درحالی که تقریباً بزرگان اصلاحات به جهانگیری رسیده اند و موسوی خوینی ها بعنوان پدرمعنوی اصلاحات مواضع جدی برعلیه هاشمی و حسن روحانی دارد.جوانترهای اصلاحات مثل کواکبیان و شریعتمداری خودشان را به شکلی دیگر مطرح می کنند.عارف هم گفته است می آید و مشخص نیست سبد رأی اصلاح طلبان که ریزش بسیاری طی سالهای اخیر داشته آیا کشش این تعداد نامزد را دارد.حتی اگر اصلاحات و کارگزاران به یک کاندید برسند که بعید است،آیا می توانند 13 میلیون رأی میرحسین موسوی در انتخابات 88 تکرار کنند؟

حال و روز اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر نیز خوش‌تر از ریاست جمهوری نیست.جمع‌بندی اینکه اصلاح طلبان در این انتخابات دنبال حداقل ها هستند،یک اینکه ببینند نظام خطاهای آنها در سال 88 فراموش کرده و آیا دست کم امکان پذیرش حداکثری از اصلاح طلبان در حاکمیت وجود دارد.دوم حیات سیاسی خود را بتوانند ادامه دهند و اگر به حداقل امتیازی از سوی نظام نائل نشوند طرف غربی دست خالی آنها را می خواند و حسابی رویشان باز نخواهد کرد و حمایت ها قطعاً کاهش پیدا می کند ، اگر نگوییم کاملاً قطع می شود و این یعنی مرگ جریانی که بیش از 16 سال بربسیاری از مناصب حساس کشور مسلط بود.پس آنها نهایتاً دنبال گزینه ای هستند که بیشترین توانایی و انگیزه را برای رویایی با نظام داشته باشد.کسی که بتواند آنها را به روزهای اوج برگرداند و از فیلتر نظام هم عبور کند.شاید کسی مثل حسن روحانی که قابلیت های شگفتی سازی در او دیده می شود.باید به انتظار مهره چینی ها آنها باشیم و حرکات چراغ خاموش را زیاد دست کم نگیریم.


**************

و اما مستقل‌ها،البته نمی توان هیچ فردی را در انتخابات مستقل به تمام معنا دانست، به هرحال مستقل ها هم به امید حمایت گروه‌ها و تشکل‌ها به میدان می آیند.در میان گزینه های مستقل که تعدادشان کم  نیست و از هرجناح و گروهی در میان آنها دیده می شود واقعاً نمی توان بخت و اقبالی برایشان در کارزار انتخابات متصور بود.بیشتر بحث مطرح کردن نفرات سیاسی مورد توجه است.

تنها گزینه مستقلی را که در صورت ورود برهم زننده تمامی معادلات انتخابات می توان محسوب کرد،دکتر سعید جلیلی دیپلمات جوان و دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی کشور است.سعید جلیلی که تا کنون هیچ موضع رسمی در مورد ورود به انتخابات نگرفته مسلماً در صورت حضور یک گزینه قوی برای سایر رقبا است. البته طبق اخبار وی علی‌رغم دعوت جدی جبهه پایداری و باقی گروه‌های اصولگرا تمایلی برای ورود به انتخابات ندارد ولیکن شرطی گذاشته که در صورت وقوع آن آمدن جلیلی حتمی است.

*************

در پایان آنچه روشن است باید گزینه ای را انتخاب کرد که موجب سربلندی اسلام و ایران باشد و بتواند عدالت و پیشرفت را توأمان در تمام شئون جامعه پیگیری کند. رأی دادن برای ما تکلیفی است دینی که باید با بررسی کامل انجام دهیم و خدایی ناکرده براساس و هوا و هوس های زودگذر و یا توصیه این و آن نباشد.بفرض معرفی افراد توسط اشخاص گرانقدر و وزین نیز وظیفه تحقیق ما برای پیدا نمودن اصلح ساقط نمی شود.

تا تنظیم این مطلب بنده گفتمان اقتصادی هیچ یک از آقایان و گروه ها نیافتم که مطالعه کنم تا نظری دهم.این مورد بسیار مهم است و باید همه به دقت بررسی کنیم که نگاه اقتصادی افراد چگونه است،آیا قرار است سیستم فاسد اقتصادی کنونی را ادامه دهند یا طرحی نو دارند.در رابطه با نظام اداری و بروکراسی عذاب دهنده مردم چه برنامه هایی دارند.

 پس از 4سال پرتنش در سیاست داخلی کشور و فشارهای همه جانبه غرب بر علیه ملت ایران ، رئیس جمهوری می خواهیم که با آرام کردن اوضاع داخلی ، دعواهای خارجی را نیز با کمترین هزینه حل و فصل کند و درصدد پیاده نمودن دستورات اسلام باشد نه سلایق و نظرات خودش.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَكَ (الكافی، ج‏2، ص: 298)

هر كس قدرت طلبی كند هلاك می‌شود.  امام باقر(ع)

 



نوع مطلب : تحلیل، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
پیشنهاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 09:05 ق.ظ
از نگاه شما خوشحالم.
آدمی که استقلال خودش را حفظ کند می تواند صحنه را درست ببیند.
بنظر من دکتر ولایتی در شرایط فعلی بهترین شخص برای کشور است.ولایت پذیری ، تجربه مدیریتی بالا و دیسیپلین و چهره ای بین المللی از ایشان گزینه اصلح را می سازد.باقی نفرات خوب هستند،خدا را شکر در میان اصولگرایان فرد 100%منفی نداریم.هرکس نمراتی می گیرد.
http://www.velayati.ir/
علی رمضانی
جمعه 13 اردیبهشت 1392 12:30 ب.ظ
سلام.آفرین به این تحلیل زیبا
خوشم آمد،اشکالات همه رو گفتی بدون تخریب و بی ادبی
عزیزی
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 08:52 ب.ظ
مورچه کوچولو معلومه طرفدار جلیلی هستی،گوشه چشمی هم به ولایتی داری، از لنکرانی هم بدت نمی یاد،آخرش چی شد؟
یک دوست
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 04:51 ب.ظ
من خودم بسیاری از حرفهای شما در رابطه با نگاه بسته و یک طرفه پایداری را قبول دارم و اتفاقا با این شیوه اداره مملکت سخت است ولی شماهم خیلی تند رفتی بر ضد پایداری
رأی ما لنکرانی‌ ست،مصباح با بصیرت راه را نشان داد.
http://kamranlankarani.blogfa.com/
پاسخ م.م خ : از توجه شما بسیار خرسندم.
به عقیده بنده نقد واقعی پایداری کم صورت گرفته و بیشتر بصورت تخریب و غیرمنصفانه در رسانه های پیگیری می شود.همین باعث شده گوش شنوایی در میان اعضای تصمیم گیر پایداری یا نباشد یا خیلی تیز نباشد،مدام اعضای آن(بخش سیاسی و اجرایی) با گارد در مورد اتفاقات اظهار نظر می کنند و باز تأکید می کنم در گزینش افراد پختگی لازم را بدست نیاورده اند.برخی اعضا با پیشنهاد پستی های حتی کوچک خیلی سریع دست و پایشان می لرزد!
اما در رابطه با آقای لنکرانی بنده هم تأکید داشتم ایشان فردی شایسته است و باید بر رویش بیشتر تأمل و تحقیق کرد.رد نکرده ام.مجدد یادآوری می کنم علامه مصباح فرمودند:" اگر فردی بهتر از گزینه پایداری یافتید واجب است به او رای بدهید "
امیر نهاوندی
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 12:06 ب.ظ
فقط می تونم بگم 20
serajan
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 08:45 ق.ظ
سلام
حاجی مطلب خوب و منصفانه ای بود ولی همه رو کوبیدی که
بالاخره به کی رای بدیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب