تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - دیدگاه های مطرح در انتخابات پیشروی ریاست جمهوری کدام است؟
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

دیدگاه های مطرح در انتخابات پیشروی ریاست جمهوری کدام است؟

نویسنده :م.م خ
تاریخ:یکشنبه 18 فروردین 1392-05:43 ب.ظ

این روزها تحلیل های زیادی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری 92 مطرح است.از نحوه تعامل گروه ها با یکدیگر و معرفی گزینه های مختلف تا پیش بینی نوع تصمیم گیری جامعه و آرای مهمی که آنها 24 خردادماه به صندوق ها می ریزند.

اما مورد مهمی که کمتر به آن پرداخته می شود دیدگاه های مطرح و پیش رو در انتخابات آتی است که به گفتمان گروه ها نیز شهرت پیدا کرده است و از پس زمینه اعتقادی آنها نشأت می گیرد،نکته ای کلیدی که در هیاهوی اسم ها مغفول مانده است و البته بهترین عامل برای درک رفتار گروه‌ها و عملکرد جریانات سیاسی و همچنین مردمی است که به آنها رأی خواهند داد

در این متن  می خواهم خیلی خلاصه به این مورد بپردازم.

افسران - دیدگاه های مطرح در انتخابات پیشروی ریاست جمهوری کدام است؟

 

این روزها می بینم بسیاری از تحلیل‌گران و سیاسیون با الگو قرار دادن مدل ماکس وبر مبنی بر شاخصه های"قدرت،ثروت و منزلت" شروع به دسته بندی هایی می کنند و از طرفی عده ای با الهام گرفتن از طبقات اجتماعی مارکس،تنها با عینک اقتصاد و تقسیم جامعه به فرودست و فرادست می خواهند نتایج مطلوب خود را برداشت کنند ، غافل از اینکه در جامعه مسلمان ایرانی پارامترهای بسیاری دخیل است که می تواند در زمانی که مفسران و پردازش‌گران انتظار آنرا ندارند نتایج را برخلاف تمام پیش بینی ها و الگوهای اقتباسی از دیگر کشورها رغم بزند.

بنده در اینجا قصد پرداختن به  این پارامترها را ندارم که در جای خودش باید مفصل بحث شود،آنچه بزعم حقیر بسیار مهم است و مردم ما نیز خودآگاه یا ناخودآگاه با آن ارتباط برقرار می کنند و به سمت یک نامزد یا گروه خاص کشیده می شوند، نوع گفتمان و یا در اصل دیدگاه و جهانبینی منحصربفرد آنهاست که دیگر پارامترها در این راستا بصورت تقویت کننده و یا تضعیف کننده شکل می گیرند و در اینصورت می توانیم یک دید کلی از صحنه بدست آوریم.

الف)فرهنگ

فرهنگ ، علایق و سبک زندگی مردم کشور ما بر دو اصل استوار است:

1)اسلامیت 2)آداب و سنن منطقه ای ما در قالب ایرانیت

هر فرهنگی یک ضدی دارد و در طی قرون گذشته این عصر شدیدترین میدان نبرد را در عرصه فرهنگی به خود می بیند.خرده فرهنگ‌ها به سرعت مضمحل و نابود می شوند و فرهنگ‌های شاخص هماورد می طلبند.

از یکسو درون‌گرایی مقدس هزاران ساله ما که در آن خانواده،آداب و سنن،احترامات،غیرت،نجابت، و حتی نوع خاص معماری مورد توجه بود از سوی برون‌گرایی اغراق شده غربی تهدید می شود،ضدیت با خانواده،ساختار شکنی،عدم ارزش به حرمتها،ولنگرانی و عیش‌های مشمئز کننده و حتی ساختمانهای شیشه ای و سنگی دعوت به وادادگی می کنند!سبک زندگی غربی مانند امواجی سهمگین بر پیکره جامعه ما فرود می آید و تنها چاره و راه معرفی برتری های سبک زندگی اسلامی است.

از سوی دیگر اندیشمندان جهان پذیرفته اند و  مدتهاست که مطرح می کنند که فرهنگ مهاجم غربی(انسان محور) ، اسلام ناب را بزرگترین و تنها دشمن مقابل خود می داند،تمدن بی ریشه و ضدخدای غربی در مقابل اسلام بعنوان نماینده تمامی ادیان الهی که سبقه آن به حضرت آدم(ع) می رسد پنجه در پنجه افکنده اند و به نبرد نهایی نزدیک می شوند.نتیجه: حزب شیطان در مقابل حزب الله

ب)اجتماع

به لحاظ اجتماعی سالهاست مباحثی چون آزادی،دمکراسی،جامعه مدنی،مدینه فاضله و غیره تصویر می شود ،در همین زمینه مکتب ایرانی نیز جدیداً در بعد فرهنگی و اجتماعی تجویز می شود(!)

 با اینکه مرزهای بین اجتماع و فرهنگ جمعی یا بطور کل آنچه فرهنگ می گوییم آنچنان ناپیدا و محو است که شاید به سختی بتوان بین آنها تمایزی قائل شد،جدیداً دانشمندان علوم اجتماعی پدیده ارتباطات را نیز بعنوان یکی از شاخصه های اصلی مطرح می کنند و کدگزار و کدگشا را نیز جامعه می دانند و ظهور و بروز آنها را در شبکه های اجتماعی می بینیم و دنیاهای موازی جوامع خود را ارائه می دهد.

آنچه بیش از همه در مورد جوامع ظهور و بروز دارد شعارها و سوال هاست،البته بنده  موافق طرح این سوالات انحرافی نیستم که "آزادی یا امنیت" و یا "آزادی یا قدرت" بلکه شأن اجتماع یا بهتر جامعه را بالاتر از این موارد می دانم.

مفاهیمی چون دمکراسی،آزادی،امنیت جهانی،حقوق بشر و خیلی موارد با انتزاع بالا که نمی توان تعریف خاص و جامعی برای آنها ارائه کرد تنها ملعبه دست سیاستمداران است و بس.گرچه اولویت امنیت از هر موردی در جوامع بالاتر است ، در کشور ما که بیشتر مورد بحث است ،عده ای با شعارهایی می خواهند راهکار را در سیاست تعدیل و یا به قول خودشان تنش زدایی نمایش دهند و امینت و آرامش داخلی را با آزادی –بخوانید بی قیدی!- درمان کنند،البته آنها در سال 88 نشان دادند زیاد به امنیت ملی پایبند نیستند و مبحث امنیت در حد همان شعار نزد آنها اهمیت دارد،حال جالب است تعریف غربی از امنیت جهانی تنها در نابودی رقیب نهفته است و چه خوش خیالی است اگر گمان کنیم بره پروار می تواند از در دوستی با گرگ خونخوار درآید و در آرامش و امنیت باشد. این گروه با شعارهایی چون معامله با رقیب دشمن را در سطح یک ریقب پایین کشیده اند و مطمئنا با مذاکره، معامله، توافق یا هرچیزی با غرب و بویژه آمریکا به هیچ نتیجه ای نخواهند رسید آنچنان که دولت اصلاحات این راه خطا را رفت و با بدعهدی طرف مقابل که تخم مرغ هایش را در سبد آن گذاشته بود سرخورده تا انجا پیش رفت که محمدخاتمی رئیس دولت سال بعد از شکستن پلمپ های هسته ای گفت غربی ها سر ما کلاه گذاشته بودند!

از طرفی تعاریفی مانند جامعه ی آرمانی آخرالزمانی بدون تعریف مشخص و اتوپیای آینده یا ناکجا آباد که جوامع در آن آرام می گیرند نیز به بن بست رسیده است چون وقتی می خواهی مبانی آنها را بررسی کنی تازه می فهمی در چه ملغمه ای گیرافتاده ای،هرکس از خودش چیزی در آورده و متناسب با فرهنگ غالب مکانی و یا منفعت روزمره ارائه راهکار می دهد؛یکی موضوع را  با لیبرالیسم مخلوط کرده ،یکی با کمونیست ، یکی با اسلام من‌درآوردی نسخه می پیچید و یکی با چیزی که هنوز خودش نمی داند چیست و آخرش نمی فهمی راستی اینها دنبال چه هستند،جامعه آرمانی؟!

در یک کلام مساوات احمقانه،خودخواهی و مکان گرایی آنچه که صیهونیستها در ملک سلیمان به دنبال آن هستند در مقابل فرهنگ انتظار ماست و جامعه را به انحطاط می کشاند ، متأسفانه برخی مباحث و تعاریف انحرافی از مهدویت که در سطح کشور مطرح است نیز در قالب طرح اتفاقات اجتماعی رنگ و بوی اتوپیایی بخود گرفته است ،بزعم حقیر سرتا پا تقصیر هیچ چیز جز "اخلاق ناب اسلامی" دوای جامعه ما و در یک کلام جوامع بشری نیست،مفاهیم دیگر را از کانال اخلاق بجوییم و آن زمان فکر می کنم بهترین مردمان روی زمین خواهیم بود،جامعه مهدوی ، جامعه اخلاقی است.

امام على علیه السلام:«وُصولُ المَرءِ اِلى كُلِّ ما یَبتَغیهِ مِن طیبِ عَیشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نیَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلقِهِ»

انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى یابد.(غررالحكم، ح 10141)

نتیجه:جامعه اخلاقی در مقابل جامعه ساختگی با مفاهیم بدون تعریف مشخص

ج)اقتصاد

اقتصاد ایران نزدیک به 70سال  با نفت گره خرده است. از دولت های قبل از انقلاب بگیرید تا همین دولت فعلی اقتصاد نفتی بلای جان‌شان شده است.

یک اصل ثابت شده این باشد که وقتی شما مقدار زیادی پول راحت داری-بادآورده- ، مفسده‌های زیادی کنارش بوجود می آید؛دشمنان خارجی در طمع چپاول آن گرد می آیند و شما را یک آن راحت نمی گذارند، انگل‌های داخلی بفکر مکیدن بیشتر از این فرصت هستند و تازه عدم مدیریت صحیح منابع نیز مزید برعلت می شود.

اقتصادی که یاد گرفته است پول نفت را خرج کند تا موز ارزان‌تر بخورد و یا خرج واردات کالاهای لوکس کند و فرهنگ اسراف و راحت طلبی در آن نهادینه شده باشد ، خیلی سخت است او را از بازارهای کاذبی چون ارز و سکه ،سفته بازی ، خرید و فروش زمین و مسکن و غیره جدا کنی چون از تولید و زحمت نانی عاید نمی شود و یا خیلی سخت است.

روی سخن بنده به دولتی نیست بلکه غرض اینست که 70 سال است ما دچار این بیماری مزمن و مهلک شده ایم.هرگاه به جایی مختصر فشار می آید دنبال این می افتیم که پول نفت کجا رفته و باید از حساب ذخیره برداشت کنیم.می گویند بهترین راه حل ، راحت ترین راه ‌ها نیست ولیکن بنده می گویم معمولاً در اقتصاد نفتی همان راحت ترین راه بهترین راه است.

نکته ای که ما را به تحلیل گفتمان های غالب انتخابات آینده نزدیک می کند، این واقعیت است که قشری در کشور تشکیل شده است که صبح تا شب نقشه می کشد که چطور از خان نفت بیشتر متنعم شود.فرهنگ،اجتماع و اقتصاد بازیچه این قشر برای منافع آنهاست.آنها با پیوندهای عمیقی که طی 70 سال در کشور بوجود آورده اند، حتی دولت‌ها را به چالش می کشد و می توانند با قدرتی که در لایه های واردات و صادرات  دارند و بازاری که در قبضه آنهاست سلیقه ها را جهت دهند،شعاری را بر سر زبان‌ها بی اندازند و در یک کلام با بحران سازی از آب گل‌آلود ماهی گیری کند.همین بازار ارز و سکه ماه‌های اخیر را به یاد آورید،اگر مطالعه ای مختصر در جراید سالهای گذشته کنید متوجه این اصل می شوید که در  دولت‌های  قبل هم نمونه های مشابهی هر از چندگاهی اتفاق افتاده است،فقط روشها فرق می کند،یک روز مسکن،یک روز محصولات خوراکی،یک روز خودرو،یک روز آهن و مصالح و یک روز هم سکه و ارز و باز این سیکل تکرار می شود بی آنکه مقصران اصلی دیده شوند و یا محاکمه ای صورت گیرد.

یک نظریه هست که می گوید دولت خودش مقصر تمام نابسامانی ها است و بطور عامیانه "همه‌ی اینها کار خود دولته"، با اینکه سخن عامیانه است و شاید بدون تحلیل بر زبان هرکسی جاری شود ولی باید پذیرفت تاحدود زیادی درست است، با این تفاوت که دولت خودخواسته به این سمت نمی رود چون حاکمیت مایل به چنین خبطی نیست؛نکته اینجاست که همان قشری که عرض کردم حتی دولتها را به این نتیجه می رسانند که باید چگونه پول نفت را به پای آنها بریزند.(باز تأکید می کنم،قشری با پیوندهای عمیق،گرفتید یا واضح‌تر بگویم؟!)

دو تا سه نرخی بودن خیلی از کالاها بهترین فرصت برای سودجویی است،بسیار دیده می شود که اجناس دولتی به چشم بر هم زدنی تخمش را ملخ می خورد و چند روز بعد همان کالا با قیمتی چند برابر سر از جایی دیگر در می آورد.ارز 3 نرخی برای چه کسانی فرصت است،اکثریت مردم ایران یا همان قشر خاص؟

برخلاف نظر خیلی اساتید اقتصاد در کشور-که یک ریال هم قبولشان ندارم- باید یارانه نقدی به همین شیوه فعلی داده شود،اگر بخواهم یک اقدام مثبت دولت نهم و دهم را نام ببرم پرداخت نقدی یارانه به اقشار است،البته باید به سرعت در نحوه این پرداخت اصلاحاتی صورت گیرد که اینجا مجالش نیست.

برخی از 3سال گذشته بصورت شبانه روزی بر طبل عدم پرداخت یارانه ها بصورت نقدی می زنند و بعد کالابرگ یا کوپن را تجویز می کنند، به صراحت می گویم دست شما را خوانده ایم،اگر مواجب بگیر قشر زالو صفت کشور که از راه واردات کالا با نرخ های دولتی(پول نفت) و بعد فروش به نرخ آزاد نیستید حتماً مزدور بی جیره و مواجبی هستید که نمی دانید چه تجویزی می کنید.بنده در اینجا بحث اقتصاد کینزی و یا فریدمنی را ندارم و به این سمت هم نمی روم،فقط می خواهم بسیار ساده اوضاع را تشریح کنم.

در طرف مقابل دیدگاهی می گوید بسوی حمایت از کار و سرمایه ایرانی برویم،زیرساختها را بسازیم،اقتصاد مقاومتی را تبیین کنیم،سبک زندگی‌مان را اصلاح کنیم،حماسه اقتصادی بیآفرینیم و با عزت ، شرافت و حکمت مشکلات مردم را حل کنیم. با سازوکار عدالت و پیشرفت به رفاه برسیم  نه از اقتصاد نفتی ، بظاهر رفاه را برای طبقاتی خاص محیا کنیم. نتیجه) اقتصاد وارداتی و نفتی در مقابل اقتصاد مبتنی برعدالت و پیشرفت

 

عذرخواهی می کنم،قرار بود کلام ما خلاصه باشد ولی این توضیحات باعث می شود بتوانم راحت تر فارغ از مصداق ها و اسامی 3 دیدگاه یا گفتمان غالب انتخابات پیش روی ریاست جمهوری را (بزعم خود) بیان کنم:

1)دیدگاه عدالت و پیشرفت با نگاه اخلاقی به جامعه   (گفتمان عدالت)

2)دیدگاه آزادی و سیاست تعدیل در تعاملات خارجی و سیاست مصلحت در روابط داخلی  (گفتمان آزادی)

3)دیدگاه پیشرفت و رفاه با ته لهجه آزادی  (گفتمان رفاه)

حال باید منتظر بمانیم و ببنیم چه کسانی وارد گود انتخابات می شوند و گفتمان نامزدها چیست،انشاءالله اگر عمری بود در فرصت های بعدی  در مورد صحنه پیش رو بیشتر سخن خواهم گفت.

***************

«مالکا! انصاف و عدل، سرلوحه برنامه حکومت است.دادگاه ، خانه ملت است و قانون، حق عموم.در مقابل "قرآن" خویشاوندی و علاقه خصوصی هرگز موقعیت و احترام نخواهد داشت.

ای مالک! مبادا در حکومت تو خادم و خائن یکسان باشد.

باید كه محبوب ترین كارها در نزد تو، كارهایی باشد كه با میانه روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده های مردم، خشنودی نزدیكان را زیر پای بسپرد و حال آن كه، خشم نزدیكان اگر توده های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.

خواص و نزدیكان كسانی هستند كه به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گران اند و چون حادثه ای پیش آید كمتر از هر كس به یاری اش برخیزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می طلبند و اگر عطایی یابند، كمتر از همه سپاس می گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می پذیرند. در برابر سختی های روزگار، شكیبایی شان بس اندك است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»

(قسمتهایی از عهد نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر نخعی)

 



نوع مطلب : تحلیل، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
تات
جمعه 6 اردیبهشت 1392 09:15 ق.ظ
بهترین تحلیل روز
sohrabi
جمعه 23 فروردین 1392 11:56 ق.ظ
سلام.متن بسیار عالی و پخته ای بود.لذت بردم و خوشحالم که با خواندن آن وقتم را تلف نکردم
از انتخابات بیشتر بنویسید تا استفاده کنیم
علی
پنجشنبه 22 فروردین 1392 01:45 ب.ظ
سلام.نگاه شما بسیار منطقی و منظم است ،منتظر اعلام قطعی كاندیدهای انتخابات هستیم تا با شاخصه هایی که رهبری اعلام می کنند اصلح را بشناسیم.فعلا که گزینه های مطرح چنگی به دل نمی زنند.
من الله توفیق
مرادی
پنجشنبه 22 فروردین 1392 09:52 ق.ظ
خیلی جالب بود
به نظر شما گزینه اصلح را باید انتخاب کرد یا صالح مقبول؟لطفاً اگر جواب می دهید با دلیل بفرمایید.
پاسخ م.م خ : اگر اجازه بفرمائید کد بدهم، طی این چند روزه بزرگی فرمود:
1-اگر امر انتخابات بین اصولگرا و اصلاح‌طلب دایر شود، اصولگرایان باید بر روی گزینه رأی‌آور اجماع کنند.
2-امروز اصلاح‌طلبان چنین وضعیتی ندارند-منظور که برنده شوند- و شانس برنده شدن با آنها نیست آنها در موقعیتی هستند که چه کسی را انتخاب کنند که رد صلاحیت نشود، سران آنها که قطعاً رد صلاحیت می‌شوند از این رو به دنبال فردی هستند که سابقه نسبتا خوبی داشته و رأی بیاورد اما بعید است که مردم به آنها اقبال داشته باشند.
3-امروز رقابت در میان اصولگرایان است چون اصلاح‌طلبان بعد از فتنه 88 دیگر در میان مردم جایی ندارند.
خود بخوانید موضوع را بخوانید.

JAVIDAN AHVAZI
پنجشنبه 22 فروردین 1392 09:50 ق.ظ
مطلب بسیار خوب و موشکافانه ای است. از نوع نگاه ها در کشور تحلیل واقع بینانه ای ارائه دادی و بسیار خوشحال شدم که وارد وبلاگ خوب شما شدم.
شربیانی
چهارشنبه 21 فروردین 1392 04:54 ب.ظ
تا به همین امروز یک تحلیل جامع و علمی در مورد انتخابات خرداد ماه نخوانده بودم.تشکر
کاش گزینه های گفتمانها را هم معرفی می کردی.
محمد آقایی
سه شنبه 20 فروردین 1392 08:48 ق.ظ
سلام، وبلاگ جالبی داری به ما سر بزن
mansori
دوشنبه 19 فروردین 1392 06:28 ق.ظ
مثل همیشه عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب