تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - ✅ازین محاکمه ضرر نمی کنیم
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

✅ازین محاکمه ضرر نمی کنیم

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 8 بهمن 1393-09:47 ق.ظ

بسم الله

بعد از مدتها در نمل خدمت شما عزیزان هستم.بنا به ضرورت مسئله این متن را تقدیم می کنم و تحلیلی است از اتفاقات اخیر...

1- حزب الله باید خدا را شاکر باشدکه قوه قضاییه هرچند دیر ولیکن بالاخره وارد عمل شد و دست های آلوده را رسوا ساخت.

2-حال که با معاون اول رئیس جمهور سابق برخورد شد،حزب الله و آحاد جامعه می توانند جدی‌تر از قوه قضائیه خواستار پیگیری و مجازات آقازاده‌ها و عوامل خائن به میهن شوند.نوبتی هم باشد نوبت اجرای عدالت و اشد مجازات برای مفسدین اقتصادی،سیاسی،امنیتی،فرهنگی است که 35 سال در پوشش عناوین و اسامی برای خود حاشیه ی امن درست کرده اند و از پاسخگویی فرار می کنند.

هاشمی و احمدی نژاد

3-حزب الله هیچگاه وامدار کسی نبوده است. نه احمدی نژاد و نه هیچ اسم دیگری،پس با اینکه از سقوط افراد خوشحال نمی شویم و باعث آه و افسوس است لیکن این راهی است که ایشان خود انتخاب کرده اند و بارها و بارها دلسوزان و علما و بزرگان و بویژه رهبری عظیم الشأن تذکر و نصیحت داده اند که دولت و شخص رئیس جمهور خدمات مثبت و دست آوردهای بزرگی که حاصل تلاش عناصر ارزشی است پای تصمیمات نادرست و بر اساس حب و بغض های شخصی ذبح نکنند؛حال پس از 6 سال متوجه می شویم منظور رهبری از جمله «اجتنبوا من مواضع التهم» چه بود.

4-انتخاب رحیمی اشتباه بزرگ احمدی نژاد پس از در آغوش گرفتن مشایی بود و بعید نیست چندی دگر مشایی نیز همچون رحیمی نامه ای در رد وی بنویسد تا با کوبیدن وی کلیه ی شعارها و گفتمان انقلاب اسلامی را لوث کند.
پس باید تبیین شود این نامه نگاری ها مسئله ای شخصی و برآمده از بازی های سیاسی است و حزب الله نباید دچار احساسات شده و وارد فضای دوقطبی تقابل هاشمی و احمدی نژاد شود. این دو در یک نقطه به هم رسیده اند و آن حمایت بی قید و شرط از اطرافیان شان و خط قرمز قرار دادن آنهاست. باید توجه داشت مردم از هر دو اینها عبور کرده اند ، چون اینها از اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی عدول کرده و وارد دعواهای شخصی و کدورت های باندی شده اند.قصد هر دو نیز ساختن یک دشمن فرضی با نام طرف مقابل و سرگرم کردن مردم و احساسی نمودن فضاست و ادامه حیات خود را به اشتباه در این شیوه ی ناثواب می بینند. نه احمدی نژاد مظلوم است و نه هاشمی پیروز یا بالعکس؛هر دو پیش وجدان بیدار ملت محکوم اند. البته جرم هاشمی بیشتر است از آن جهت که وی خود را استوانه نظام و بزرگ می دانست ولیکن از سال 84 بنای تفرقه و اختلاف و دودستگی در کشور گذاشت و در سال 88 نیز جزء خواص مردودی قرار گرفت که بجای رصد تحرکات دشمن و حمایت از نظام و ولایت تدارکاتچی فتنه گرانی شد که از سروش تا گوگوش و از ریگی تا رجوی در آن شرکت داشتند.

4-ما در نبرد نابرابر اقتصادی با دشمنان خارجی و عمال داخلی آنها به سر می بریم و دولت نیز در چنین شرایطی تنها چشم امید به مذاکراتی بسته که 200 سال است برای ایران ثمری نداشته و راهکار دیگری ندارد؛ تهاجم فرهنگی دشمن به نهایت رسیده و باز مسئولین فرهنگی ما اعم از دولتی و غیردولتی در خواب غفلت به سر می برند؛حال در چنین شرایطی سیاه بازی اصلاح طلبان که پرونده ی سیاه آنها در انواع و اقسام مفاسد روشن است محلی از اعراب ندارد.
از طرفی نقش مار خواص مردود حامی فتنه و
بی بصیرتی افراد لجوجی مانند احمدی نژاد که شرایط را درک نمی کند و با خودخواهی هر روز بیشتر از چشم حزب الله و مردم می افتد محلی از توجه و درنگ ندارد و باید بستر رشد را از اینها گرفت. بستر رشد اینها ناآگاهی عده ای و پیاده نظام قراردادن افرادی است که معمولا در این آشفته بازار  قربانی می شوند تا مهره های اصلی سالم بمانند.
خط برخورد و مطالبه حزب الله برخورد جدی و قاطع با متخلفین در هر پست و مقام و لباسی است. مطالبه ما مجازات قاتلان بهشتی و رجایی و باهنر؛قاتلان قدوسی و املشی و مسببان جام زهر و ترور کنندگان صیاد و لاجوردی و خیانت پیشگان غائله 78 و پدید آورندگان مفاسد بزرگی چون کرسنت و استات اویل و حامیان و دست اندرکاران فتنه یهود در سال 88 و مفسدین اقتصادی لانه کرده در دولت دهم و یازدهم است. همچنین خواهان مجازات و رسوا کردن اختلاف اندازان در میان نیروهای ارزشی یعنی جریان منحوس انحرافی هستیم.
گر حكم شود كه مست گیرند, در شهر هر آنکه هست گیرند

5-عده ای ابله گمان کرده اند با دامن زدن به پرونده رحیمی و انداختن توپ به زمین منتقدین خود سابقه سنگین شان در خیانت و وطن فروشی فراموش و پاک می شود. در صورتیکه مردم آگاه شده و خواهند پرسید امثال رحیمی که هر روز به یک رنگ و مسلک در می آیند در کجا رشد کردند و چرا با دانه درشت هایی برخورد نمی شود که رحیمی نوچه‌ی آنهاست و این آغاز ماجراست.

انقلاب اسلامی از تلاطم های بزرگتر ازین عبور کرده است و ان شالله حکم رحیمی منشأ برکات بزرگی می شود که محاکمه و مجازات صدر تا ذیل خاطیان و خائنین را در بر دارد. این آخرین حربه و فتنه یهود یعنی مردد کردن و انداختن شک به قلوب مؤمنین است. از موته عبور کرده ایم و پشت دروازه های بیت القدس، کرانه ی باختری را تسلیح می کنیم.
دشمن اصلی مقابل است. کسانی که در میان سپاه آهنگ جدایی و ساز ناکوک می زنند باید تأدیب شده و اخراج شوند. صفین را تکرار نکنیم.


راه اینجاست:

«ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل کفار که قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ی مقابل امیرالمؤمنین جبهه‌‌‌‌‌ای بودند که نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلی سخت بود. کی باید اینجا روشنگری کند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضی ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را که انسان میخواند، دلش میلرزد. در این صف عظیمی که امیرالمؤمنین به عنوان لشکریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ی حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق میافتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول کشید. یک وقت خبر میآوردند که در فلان جبهه، یک نفری شبهه ای برایش پیدا شده است؛ شروع کرده است به اینکه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنی در واقع اصحاب خاص و خالصی که از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو میافتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) که مهمترین کار را ایشان میکرد. یکی از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال کرد. ببینید چه استدلالهائی است که انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهای زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یک عده‌‌‌‌ای دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانی کرد. یکی از حرفهای او در این سخنرانی این بود که گفت: این پرچمی که شما در جبهه‌‌‌‌ی مقابل میبینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنی امیه - زیر این پرچم، همان کسانی آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنی امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنیامیه بود. گفت: اینهائی که شما می بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده‌‌‌‌اند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفی که امیرالمؤمنین هست، همین پرچمی که امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنی پرچم بنی‌هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین کسانی که امروز زیرش ایستاده‌‌‌‌‌اند، یعنی علی‌بن‌‌‌ابی‌طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبی است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یک جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‌‌‌‌‌ی دیگر، در جبهه‌‌‌‌‌ی مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا میکردند و معترف بودند و افتخار میکردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میکنند که مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض میکنیم بصیرت بصیرت، یعنی این.
»
بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی(19/10/88)


نوع مطلب : تحلیل، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب