تبلیغات
نمل/عاقبت جوینده یابنده است... - لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...

نویسنده :م.م خ
تاریخ:چهارشنبه 25 تیر 1393-06:14 ب.ظ

http://s5.picofile.com/file/8130374592/shab_ghadr.jpg

مرد سیاه چهره اى به حضور على علیه السلام رسید عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین من دزدى كرده ام مرا پاك كن ! حدى بر من جارى ساز!
پس از آن كه سه بار اقرار به دزدى كرد، امام علیه السلام چهار انگشت دست راست او را قطع نمود. از محضر على علیه السلام بیرون آمد و به سوى خانه خود رهسپار گردید با این كه ضربه سختى خورده بود در بین راه با شور شوق خاص فریاد مى زد:
دستم را امیرالمؤ منین ، پیشواى پرهیزگاران و سفیدرویان ، آن كه رهبر دین و آقاى جانشینان است ، قطع كرد.
مردم از هر طرف اطرافش را گرفته بودند، او همچنان در مدح على سخن مى گفت .
امام حسن و امام حسین از گفتار مرد با خبر شدند آمدند او را مورد محبت قرار دادند، سپس محضر پدر گرامیشان رسیدند و عرض كردند:
پدر جان ! ما در بین راه مرد سیاه چهره اى كه دستش را بریده بودى ، دیدیم تو را مدح مى كرد.
امام علیه السلام دستور داد او را به حضورش آوردند. حضرت به وى عنایت نمود و فرمود:
من دست تو را قطع كردم ، تو مرا مدح و تعریف مى كنى ؟
عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین ! عشق با گوشت و پوست و استخوانم آمیخته است ، اگر پیكرم را قطعه قطعه كنند، عشق و محبت شما از دلم یك لحظه بیرون نمى رود. شما با اجراى حكم الهى پاكم نمودى .
امام علیه السلام درباره او دعا كرد، آنگاه انگشتان بریده اش را بجایشان گذاشت ، انگشتان پیوند خورد و مانند اول سالم شد.
بحار ج 41، ص 202

یاعلی(علیه السلام) گنهکارو رو سیاهم لیک عشق تو و فاطمه(سلام الله) در دل دارم...

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...


نوع مطلب : مذهبی، 

داغ کن - کلوب دات کام
   نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب